읽기 권 6 군주들이 강제론적 의심으로 그 주장에 반박하자, 왕이 그들에게 대답하다. 대구 429

M6:429 — آن نظر در بخت چشم احول کند / کلب را کهدانی و کاهل کند

آن نظر در بخت چشم احول کندکلب را کهدانی و کاهل کند
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:429

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن نگاه [همیشگی] به بخت، چشم را لوچ (دوبین) می‌کند و سگ را در کاهدانی‌اش تنبل و بی‌حرکت می‌سازد. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که تکیه بر شانس و سرنوشت، قدرت بینایی و ارادهٔ انسان را سلب می‌کند و او را به موجودی کاهل و بی‌عمل تبدیل می‌سازد.

شرح

این بیت در سیاق بحث مولانا در دفتر ششم، که قویاً بر اختیار انسان تاکید دارد، جای می‌گیرد. مولانا در اینجا به صراحت می‌گوید که تقصیر اعمال بد را نباید به گردن بخت و قضا و قدر انداخت. این بیت، به شکلی شاعرانه و با مثالی عینی، همین نکته را بسط می‌دهد.

آن نگاه دائمی به «بخت» که هر اتفاقی را نتیجهٔ خوش‌اقبالی یا بدبیاری می‌داند، چشم باطن انسان را «احول» می‌کند. «احول» در اینجا به معنای لوچ، دوبین یا کج‌بین است؛ یعنی دید انسان را از واقعیت منحرف می‌سازد. کسی که مدام همه چیز را به شانس حواله می‌دهد، دیگر نمی‌تواند سهم خود و نقش اراده‌اش را در حوادث ببیند. او دچار نوعی کژبینی می‌شود که او را از درک صحیح رابطهٔ میان فعل و نتیجه باز می‌دارد. این کژبینی، حقیقت را وارونه نشان می‌دهد و فرد را از پذیرش مسئولیت باز می‌دارد.

نتیجهٔ این کژبینی، «کاهلی» و بی‌عملی است. مولانا می‌فرماید این نگاه به بخت، «کلب را کهدانی و کاهل کند.» «کهدانی» یعنی جایگاهی که برای حیوان از کاه می‌سازند. اینجا به معنی خانه‌ای یا پناهگاهی است که حیوان در آن اقامت می‌کند. مولانا سگ را مثال می‌زند، حیوانی که ذاتاً پویا و فعال است. اما اگر همین سگ در «کهدانی» بنشیند و همه چیز را به بخت بسپارد، «کاهل» و تنبل می‌شود؛ از حرکت و تکاپو باز می‌ماند. این تمثیلی عمیق از انسان است: موجودی که بالقوه توانایی عمل و تغییر دارد، اما با غلتیدن در دام جبری‌گری و تقدیرباوری محض، به کنج انزوا و سکون می‌خزد.

مولانا در واقع اینجا دارد تفکری را نقد می‌کند که انسان را از مرکز عامل بودن به حاشیهٔ منفعل بودن می‌راند. او می‌خواهد بگوید رنج‌هایی که به ما می‌رسد، نه از «بخت» که از «بد کردنی» خود ماست. اگر این واقعیت را نبینیم، چشممان «احول» شده است. این بیت دعوت به نگاهی واقع‌بینانه به عالم و تصدیق اراده و مسئولیت فردی است. انسان مختار است و تردیدهای او (مثلاً «این کنم یا آن کنم؟») خود گواه این اختیار است. پس، به جای اتکاء به بخت و فرافکنی، باید «نفس خود را متهم» کرد و نتیجهٔ اعمال خود را پذیرفت. این نه تنها راه اصلاح خویش است که راه آشتی با عدل الهی نیز هست.

نکات کلیدی

  • اعتقاد به بخت و شانس، بینش انسان را کژ می‌کند و او را از دیدن نقش خود در حوادث باز می‌دارد.
  • فرافکنی مسئولیت بر سرنوشت، به تنبلی و بی‌عملی می‌انجامد و پویایی انسان را سلب می‌کند.
  • مولانا قویاً جبرگرایی را نقد می‌کند و بر اختیار و مسئولیت فردی تاکید می‌ورزد.
  • رنج‌ها و مشکلات نتیجهٔ اعمال خود ماست، نه تقدیر کور.
  • انسان مختار است و باید خود را متهم بداند، نه دیگران یا بخت را.

Sources: d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06 d6-s10 · 00:47:12

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.