읽기 권 6 도둑들이 그의 양을 훔치고, 그것으로 만족하지 않고 속임수로 그의 옷까지 훔친 사람의 이야기. 대구 475

M6:475 — حازمی باید که ره تا ده برد / حزم نبود طمع طاعون آورد

حازمی باید که ره تا ده بردحزم نبود طمع طاعون آورد
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:475

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یک فرد باحزم و دوراندیش باید که تا مقصد (ده) راه را بپیماید؛ چرا که بی‌حزمی و طمع، بلا و آفت به بار می‌آورد. معنا: این بیت تأکید می‌کند که دوراندیشی و پرهیز از طمع، برای رسیدن به هدف و دوری از مهلکه‌ها ضروری است.

شرح

این بیت در میانهٔ یک حکایت آموزنده در مثنوی می‌آید، حکایتی دربارهٔ دزدان و فریب‌کاری‌هایشان که مولانا آن را برای تنبه ما نسبت به خطرات غفلت و طمع بیان می‌کند. مولانا در این داستان، فردی را تصویر می‌کند که قوچش را دزد می‌برد. اما دزد به همین قانع نیست؛ با حیله‌ای دیگر، صاحب قوچ را به طمع همیان زرِ گم‌شده در چاه می‌اندازد و لباس‌هایش را نیز می‌رباید. اینجاست که مولانا با قاطعیّت حکم می‌دهد: «حازمی باید که ره تا ده برد.» یعنی انسان باید از همان آغاز سفر زندگی، دوراندیشی و بصیرت داشته باشد و تا پایان راه، پی‌آمدهای اعمال خود را بسنجد. این «حزم» همان قوّهٔ تشخیص و تمیز عواقب است که متأسفانه در وجود آن صاحب قوچ ابله، به کلی غایب بود.

در مقابل، «طمع طاعون آورد». طمع و آزمندی، نه تنها به دستاورد و سودی نمی‌انجامد، بلکه همچون طاعون، جان و مال و آرامش انسان را به یغما می‌برد. همان‌طور که در این داستان می‌بینیم، طمع زرِ نداشته در چاه، باعث شد تا صاحب قوچ، هر آنچه داشت، یعنی لباس‌هایش را هم از دست بدهد. این طاعونِ طمع، همهٔ هستیِ انسان را فرا می‌گیرد و ویران می‌کند. این، بی‌درنگ مرا به یاد این نکته می‌اندازد که انسانِ کامل، خاک را زر می‌کند، اما انسان ناقص، زر را نیز به خاکستر تبدیل می‌کند. طمع، نوعی نقص است که طلا را به خاکستر بدل می‌کند.

این دزدِ قصّه، فقط یک شخص بیرونی نیست؛ او نمادی از نیروهای درونی ما نیز هست که مولانا پیش‌تر در همین گفتار، از آن‌ها به عنوان دزدانِ سرمایهٔ معنوی و فرصتِ توبه یاد کرده بود. این دزدان، با ایجاد غفلت و با حجیم کردن گناهان، چنان جرئت اعتراف و ندامت را از ما می‌گیرند که دیگر نتوانیم سوار بر «مرکب توبه» شویم و از پستی به فلک تازیم. «حزم» در اینجا یعنی بیداری در مقابل فریب‌های نفس و شیطان، که همواره در کمین‌اند تا حتی «مرکب توبه» ما را هم بدزدند. باید این مرکب را «دم به دم پاس» داشت. بنابراین، بیت نه تنها به ما می‌آموزد که در معاملات دنیوی هوشیار باشیم، بلکه فراتر از آن، دعوتی است به حزمی وجودی و معنوی، تا از طاعونِ طمع و غفلت در امان بمانیم و به «عنایت حق» پناه ببریم. هیچ‌کس جز خدا نمی‌تواند مکر این دزدِ فتنه‌سیرت را تشخیص دهد، دزدی که «چون خیال او را به هر دم صورتی» است؛ یعنی همواره چهره عوض می‌کند و با هر وسوسه‌ای به شکلی نو ظاهر می‌شود.

نکات کلیدی

  • دوراندیشی و هوشیاری (حزم) برای رسیدن به مقصد و حفظ سرمایه‌های وجودی ضروری است.
  • طمع، به جای سود، بلا و آفت به دنبال می‌آورد و انسان را تهیدست می‌کند.
  • «دزد» در این بیت می‌تواند نمادی از نیروهای درونی، همچون نفس اماره، باشد که ما را از مسیر حق دور می‌کند.
  • مکر و فریبِ نفس و شیطان، همواره در اشکال گوناگون ظاهر می‌شود و تنها با پناه بردن به خدا می‌توان از آن رست.
  • داستان قوچ و چاه، هشداری است برای عدم فریب خوردن از طمع‌ورزی‌های زودگذر که منجر به از دست دادن داشته‌ها می‌شود.

Sources: d6-s11 · 01:28:59 d6-s11 · 01:32:28

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.