읽기 권 6 도둑들이 그의 양을 훔치고, 그것으로 만족하지 않고 속임수로 그의 옷까지 훔친 사람의 이야기. 대구 477

M6:477 — کس نداند مکر او الا خدا / در خدا بگریز و وا ره زان دغا

کس نداند مکر او الا خدادر خدا بگریز و وا ره زان دغا
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:477

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هیچ‌کس فریب و مکر او را جز خدا نمی‌داند؛ پس به سوی خدا بگریز و از آن فریبکار رهایی یاب. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که فریبکار (که می‌تواند نفس اماره یا شیطان باشد) چنان ماهرانه عمل می‌کند که جز خدا کسی از مکر او آگاه نیست، و تنها راه نجات و رهایی از او پناه بردن به ذات حق است.

شرح

این بیت در ادامهٔ حکایتی دلنشین از مثنوی می‌آید که مولانا دربارهٔ دزدی حکایت می‌کند که ابتدا قوچ کسی را می‌دزدد و سپس با فریب، جامه‌های او را نیز از چاه بیرون می‌کشد. اما بی‌درنگ، مولانا این دزد خارجی را به دزدی درونی، یعنی غفلت و مکر نفس و شیطان، پیوند می‌زند و معنایی عمیق‌تر از یک داستان صرف را به ما می‌آموزد.

به گمان من، این دزد درونی، همان است که مولانا پیش‌تر از آن به عنوان «دزد عمر» و «دزد مرکب توبه» یاد می‌کند. این دزد تنها سرمایه‌های مادی ما را نمی‌رباید، بلکه عزیزترین سرمایهٔ معنوی ما، یعنی فرصتِ بازگشت و توبه را، هدف قرار می‌دهد. او با چنان مکر و فتنه‌انگیزی عمل می‌کند که «چون خیال او را به هر دم صورتی»؛ یعنی دائماً چهره عوض می‌کند، خود را به رنگ‌های گوناگون می‌آراید تا ما را بفریبد و از راه اصلی باز دارد. این مکر و حیله‌گری چنان پنهان و پیچیده است که از احاطهٔ عقل و هوش آدمی خارج است؛ «کس نداند مکر او الا خدا». عقل جزئی و تجربه‌های بشری ما یارای کشف تمام زوایای این فریب را ندارند، چرا که این دزد، در عمق جان ما، در کمین نشسته و از ظرایف و ضعف‌های ما آگاه است. از این رو، تنها پناهگاه حقیقی در برابر چنین دشمن پنهان و قدرتمندی، ذات حق است. «در خدا بگریز و وا ره زان دغا»؛ هیچ راه دیگری برای رهایی از این دغل‌بازی‌های درونی و بیرونی وجود ندارد، جز پناه بردن به آن نیروی مطلق که بر همهٔ مکرها و فریب‌ها آگاه و تواناست. این یک توصیهٔ صرفاً اخلاقی نیست، بلکه یک دستورالعمل عملی و حکیمانه برای زیست معنوی است.

در ادامهٔ بحث توبه، مولانا تأکید می‌کند که توبه یک «فعل درجه دوم» است که خاص مقام انسانیت است؛ یعنی عملی که ناظر به فعل پیشین خود انسان است و حیوانات از آن بی‌بهره‌اند. این دزدِ دغل، دقیقاً همین توانایی منحصربه‌فردِ انسانی برای اعتراف به خطا و بازگشت را هدف می‌گیرد. اگر غفلت و گناهان آن‌قدر سنگین شوند که انسان جرئت اعتراف به آن‌ها را از دست بدهد، مرکب توبه از او ربوده شده است. این بیت، پادزهری است در برابر این دزدی؛ راهی برای حفظ آن «مرکب توبه» که آدمی را «در فلک تازد به یک لحظه ز پست». پناه بردن به خدا، نه تنها محافظت از این مرکب را تضمین می‌کند، بلکه راه را برای تبدیل گناهان به نیکی‌ها هموار می‌سازد؛ همان‌گونه که مولانا می‌گوید «کاملی گر خاک گیرد زر شود» و با توبه، بدی‌ها تبدیل به طلا می‌شوند. این همان حکمت عملی مثنوی است که ما را از چاه غفلت به اوج آسمان رستگاری می‌برد.

نکات کلیدی

  • مکر و فریب نفس و شیطان چنان پنهان و پیچیده است که جز خدا کسی از تمام زوایای آن آگاه نیست.
  • عقل جزئی انسان برای مقابله با حیله‌گری‌های درونی ناکافی است و انسان نیازمند پناهگاهی فراتر از خود است.
  • تنها راه رهایی از مکر دغلکار (اعم از درونی و بیرونی) پناه بردن کامل و بی‌واسطه به ذات الهی است.
  • این بیت دستورالعملی عملی برای حفظ سرمایهٔ معنوی و مرکب توبه از دزدی‌های غفلت و گناه است.

Sources: d6-s11 · 01:28:59 d6-s11 · 01:32:28 d6-s11 · 02:34:34

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.