읽기 권 6 새가 금욕주의와 예언자(그에게 하나님의 평화가 있기를)께서 자신의 공동체에 금지하신 금욕주의의 의미에 대해 사냥꾼과 논쟁하다. "이슬람에는 금욕주의가 없다." 대구 485

M6:485 — چون حمارست آنک نانش امنیتست / صحبت او عین رهبانیتست

چون حمارست آنک نانش امنیتستصحبت او عین رهبانیتست
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:485

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کس که نانش تنها آرزویش است، چون خری است؛ همنشینی با چنین کسی عین رهبانیت است.

معنا: این بیت بیان می‌کند کسی که تنها دغدغه‌اش معیشت و نیازهای اولیه است، از حمار تفاوتی ندارد و هم‌نشینی با او خود نوعی کناره‌گیری و انزوای معنوی است.

شرح

من در اینجا به یک نکته‌ی ظریف در مثنوی اشاره می‌کنم که در میانهٔ یک مناظره میان مرغ و صیاد مطرح می‌شود. صیاد، که در واقع فردی فریبکار است و قصد به دام انداختن مرغ را دارد، برای توجیه خلوت‌گزینی و دوری از اجتماع، استدلالی می‌آورد که گرچه از دهان فردی حیلت‌گر بیرون می‌آید، اما در خود نکته‌ای عمیق دارد. او می‌گوید: «چون حمارست آنک نانش امنیتست / صحبت او عین رهبانیتست».

اینجا منظور از «نانش امنیتست»، یعنی کسی که نهایت آرزویش، غایت همتش و تمام همّ و غمّش تنها معیشت و شکم است. او کسی است که «نان» یعنی معاش، تنها «امنیت» (به معنای آرزو و مطلوب) اوست. چنین شخصی، به تعبیر مولانا، همچون «خر» است؛ حیوانی که گوشش همواره سوی علف است و جز به رفع نیازهای غریزی خود نمی‌اندیشد. به قول مولانا: «گوش او سوی علف باشد چو خر / بگذر از وی تا نمانی بی‌هنر».

اینجاست که صیاد نکته‌ای بس مهم را به میان می‌کشد: مگر پیامبر اکرم (ص) نفرمود «لا رهبانیة فی الاسلام»؟ بله، در اسلام رهبانیت به معنای کناره‌گیری مطلق از خلق، پشت کردن به جامعه، ازدواج نکردن و نداشتن شغل و پیشه ممنوع است و نکوهیده. اما چرا؟ برای اینکه مؤمن باید در میان خلق باشد، با مردم نیکی کند، امر به معروف و نهی از منکر کند، و از جهاد برای پاک‌سازی راه هدایت دریغ نکند. اما صیاد این سؤال را پیش می‌کشد: آیا هر مصاحبتی مطلوب است؟

پاسخ مولانا از زبان صیاد، با آنکه صیاد در این داستان نمایندهٔ حقیقت نیست، این است که اگر قرار است با «حماران» همنشین شویم، با کسانی که روحشان مرده است و قبله‌شان شکم است، این خود نوعی رهبانیت است! وقتی که گفتند رهبانیت نکنید، یعنی با نیکان بنشینید، با کسانی که در آن‌ها جان زنده‌ای هست، با کسانی که می‌توان از آنها سود معنوی برد. اگر شما بروید و با کسانی بنشینید که از نظر معنوی «حیوان‌صفت» هستند، این خودش دوباره رهبانیت است. چرا؟ چون از نظر روحی و معنوی، همچنان در تنهایی محض به سر می‌برید، در میان انبوهی از جسم‌ها که روحی ندارند و فقط جسمانیتشان برجاست.

من این را چنین شرح می‌کنم: رهبانیت به معنای کناره‌گیری از اجتماع خوب است. اجتماع نیکو و پاکیزه که در آن مردم با اخلاق و روح‌پرور با هم نشست و برخاست می‌کنند، مطلوب است. اما اگر اجتماع ما مملو از کسانی باشد که تنها به نان خود می‌اندیشند، از نظر معنوی مرده‌اند و وجودشان بی‌خاصیت است، همنشینی با اینان نه تنها مفید نیست، بلکه زیان‌بار نیز هست. چنین معاشرتی، فرد را از رشد معنوی بازمی‌دارد و او را در خلأیی روحی قرار می‌دهد که به مراتب بدتر از انزوای فیزیکی در غار است، زیرا غار حداقل آفت نمی‌رساند و انسان را به سوی حضیض نمی‌کشاند.

پس این بیت، هشداری است برای انتخاب همراهان و تأکیدی بر کیفیت معاشرت، نه صرف حضور در اجتماع. معیار، معنویت و ارزش‌های متعالی است؛ بی‌آن، اجتماع نیز به رهبانیتی پنهان تبدیل می‌شود.

نکات کلیدی

  • رهبانیت صرفاً کناره‌گیری فیزیکی نیست؛ انزوای معنوی در میان «حیوان‌صفتان» نیز رهبانیت است.
  • کسی که تمام آرزویش نان و نیازهای اولیه است، از حمار تفاوتی ندارد و هم‌نشینی با او بی‌ثمر است.
  • انتخاب همراهان خوب، برای رشد و تعالی روحی، حیاتی‌تر از صرفاً حضور در اجتماع است.
  • پیام «لا رهبانیة فی الاسلام» دعوت به معاشرت سازنده و معنوی است، نه هر نوع همنشینی.
  • مصاحبت با اهل غفلت و دنیا، انسان را از مسیر معنوی باز می‌دارد و به نوعی تنهایی روحی منجر می‌شود.

Sources: d6-s11 · 03:05:05 d6-s11 · 03:34:34 d6-s11 · 02:34:34 d6-s11 · 04:27:00

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.