읽기 권 6 새가 금욕주의와 예언자(그에게 하나님의 평화가 있기를)께서 자신의 공동체에 금지하신 금욕주의의 의미에 대해 사냥꾼과 논쟁하다. "이슬람에는 금욕주의가 없다." 대구 494

M6:494 — مصلحت در دین ما جنگ و شکوه / مصلحت در دین عیسی غار و کوه

مصلحت در دین ما جنگ و شکوهمصلحت در دین عیسی غار و کوه
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:494

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مصلحت در دین ما (اسلام) جنگ و جلال و شکوه است؛ و مصلحت در دین عیسی، غارنشینی و گوشه‌گیری در کوه است.

معنا: این بیت به تفاوت مسیرهای عملی و شرایع دو دین اشاره دارد: در اسلام، اقتضای مصلحت، مبارزه و برپایی نظم مقتدرانه است؛ در حالی که در مسیحیت، مصلحت را در زهد و انزوا می‌دیده است.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای عمیق و بحث‌برانگیز در باب تفاوت شرایع انبیا می‌پردازد. او با صراحت تمام، مسیری را که پیامبر اسلام پیموده و به دنبال آن برای امت او رقم خورده، با راه و رسم پیامبر مسیح مقایسه می‌کند. این مقایسه نه برای داوری ارزشی، بلکه برای تبیین وجه تمایز در کارکرد عملی شرایع است.

او پیامبر اسلام را «نبی سیف» می‌خواند؛ یعنی پیامبری که با شمشیر مبعوث شده و مأمور به برپایی نظم و عدالت از راه اقتدار بوده است. این تعبیر، مستند به روایات متواتری است که از خود پیامبر رسیده و بزرگانی چون سیوطی و ابن خلدون نیز بر آن تأکید کرده‌اند. پیامبر اسلام نه تنها اجازه، بلکه مأموریت داشت تا با شمشیر، دین خود را بگسترد و مردم را به تسلیم دعوت کند. این تسلیم، لزوماً به معنای ورود ایمان به عمق جان نیست، بلکه به معنای «اسلام آوردن» است؛ همان‌طور که قرآن می‌فرماید: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ». این تسلیم، به معنای پذیرش حاکمیت و قوانین آن، ترک توطئه و قیام مسلحانه، و ایفای نقش شهروند در جامعه‌ای است که پیامبر برپا کرده است. مولانا تصریح می‌کند که پیامبر مصمم بود تا یک نظم تازه را با اقتدار جا بیندازد.

در مقابل، مصلحت در دین عیسی را «غار و کوه» می‌داند. این اشاره به سنت زهد، انزوا و دوری از درگیری‌های دنیوی است که در تاریخ مسیحیت و به ویژه در میان راهبان و دیرنشینان مرسوم بوده است. هرچند امروزه کسانی چون رضا اصلان در کتاب «زیلوت» عیسی را یک شورشی و زیلت معرفی می‌کنند، اما تلقی رایج تاریخی و مورد اشاره مولانا، رویکرد کناره‌گیری و تأکید بر جنبه‌های روحانی و فردی دین است تا جنبه‌های اجتماعی و سیاسی.

مولانا این تفاوت را به «مصلحت» نسبت می‌دهد. یعنی خداوند، بر اساس حکمت و تدبیر خود، برای هر زمان و هر پیامبری شریعتی خاص مقرر داشته است. اصول دین—ایمان به خدا، معاد، و اخلاق حسنه—در همه ادیان ثابت است، اما شرایع و احکام عملی ظاهری متفاوت‌اند. جنگ و شکوه در دین اسلام، و غار و کوه در دین عیسی، هر کدام مقتضای مصلحتی الهی بوده‌اند. این بدان معنا نیست که یکی بر دیگری برتری دارد، بلکه هر یک کارکرد و جایگاه خود را در نظام هستی و هدایت بشری ایفا کرده‌اند. آنچه برای پیامبر اسلام حیاتی بود، برپایی جامعه‌ای بر اساس قوانین الهی و مقتدرانه بود، حتی اگر همه شهروندان در ابتدا از صمیم قلب مؤمن نبودند. این رویکرد، در نهایت به ایجاد فضایی برای رشد و گسترش ایمان در نسل‌های بعدی می‌انجامید، همان‌گونه که کودک نوپای دین، نیازمند محافظت از گزند راهزنان است.

نکات کلیدی

  • مصلحت (حکمت و اقتضا) الهی، شرایع متفاوت را برای انبیا مختلف رقم زده است.
  • در نگاه مولانا، دین اسلام مسیر جهاد، مبارزه، و برپایی نظم مقتدرانه را در بر می‌گیرد.
  • در مقابل، مصلحت دین عیسی در زهد، انزوا و کناره‌گیری از درگیری‌های دنیوی بوده است.
  • این تفاوت مربوط به احکام عملی (شریعت) است، نه اصول مشترک و ثابت دین (خدا، معاد، اخلاق).
  • «اسلام آوردن» (تسلیم ظاهری به قوانین) از «ایمان آوردن» (باور قلبی) متمایز است و برای برقراری نظم اجتماعی ضروری بود.
  • مولانا به صراحت، واقعیت‌های تاریخی و الهیاتی را تبیین می‌کند، فارغ از خوشایند یا ناخوشایند بودن آن برای اذهان معاصر.

Sources: d6-s11 · 04:45:59 d6-s11 · 04:27:00 d6-s11 · 05:24:14 d6-s02 · 00:47:14

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.