읽기 권 6 새가 금욕주의와 예언자(그에게 하나님의 평화가 있기를)께서 자신의 공동체에 금지하신 금욕주의의 의미에 대해 사냥꾼과 논쟁하다. "이슬람에는 금욕주의가 없다." 대구 512

M6:512 — آنک تنها در رهی او خوش رود / با رفیقان سیر او صدتو شود

آنک تنها در رهی او خوش رودبا رفیقان سیر او صدتو شود
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:512

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کس که در راهی تنها می‌رود، او به گمان خود خوش پیش می‌رود؛ اما همین فرد اگر با یاران همراه شود، سیرش صد برابر شتاب گیرد. معنا: این بیت تأکید می‌کند که حتی اگر کسی بتواند به‌تنهایی نیز در راهی پیش برود، حضور و همراهی یاران و جمع همدل، سرعت و نشاط او را چندصد برابر خواهد کرد.

شرح

من بر این باورم که مولانا در این بیت نکته‌ای در باب سلوک اجتماعی و فردی می‌آموزد که در روزگار ما نیز بسیار مغتنم است. او می‌گوید: «آنک تنها در رهی او خوش رود / با رفیقان سیر او صدتو شود». سخن در اینجاست که راه چیست و یار کیست. راهی که مولانا از آن دم می‌زند، نه راهی بکر و نرفته، بلکه راهی است «پرنشانِ پای‌ها»؛ یعنی راهی که سالکان و رهروان بسیاری پیش از ما از آن عبور کرده‌اند. چنین راهی ما را از غولان و راهزنان ایمن می‌سازد، چرا که پاسبان و حارس و مراقب دارد؛ همت دیگران بدرقه ماست. پس، سرخود و ناآماده پا در راه ناآشنا نباید گذاشت. اما یار کیست؟ یار، آن کسی است که با او بتوانی «رای» بزنی و مشورت کنی. اما نه هر یاری، بلکه «مسافری» که خود اهل سفر و حرکت است؛ نه آن که کنج خانه نشسته و همت راه افتادن ندارد. چنین یاری است که تو را در نیل به هدف یاری می‌کند و تشویقگر توست، نه سست‌کننده و بازدارنده. مولانا در ادامه تأکید می‌کند که حتی اگر فرض کنیم کسی از فرط احتیاط، هرگز به وادی‌هایی که گرگ‌ها در آنجا پرسه می‌زنند، نرود و هیچ زیانی نبیند؛ باز هم بدون «جمعیت»، هرگز «نشاط» و انگیزه‌ای پیدا نخواهد کرد. او در تنهایی، عزمی سست می‌یابد و همان‌جا درجا می‌زند و به جایی نمی‌رسد. این یک استدلال بسیار مهم مولاناست علیه ترهب، انزوا و عزلت. من می‌گویم، هر سود و منفعتی که از تنهایی و خلوت‌گزینی حاصل کنی، صد برابر آن را در میان یک جمعیت بانشاط، همدل و همراه به دست خواهی آورد. او برای روشن‌سازی این نکته، تمثیلی از خر می‌آورد که گرچه «غلیظ» و فاقد لطافت و شعور است، اما همین خر نیز وقتی در رمه و گله خود قرار می‌گیرد، از یارانش نشاط می‌گیرد و «قوت‌پذیر» می‌شود؛ با خران دیگر می‌دود. اما اگر تنها بماند، چنان کاهلی و کندی می‌کند که برای طی همان راه، باید سیخ و چوب بخورد و با هزار تعب مسیر را ببرد. او به زبان حال به ما می‌گوید: «گر نه‌ای خر همچنین تنها مرو». یعنی ای انسان، اگر تو خردمند هستی، خود را به بی‌خردی نزن و از فواید جمع غافل مشو. لذا، حتی اگر آنکه تنها در رهی «خوش رود» و به تنهایی می‌تواند به راه خود ادامه دهد، مولانا قاطعانه می‌گوید: «با رفیقان بی‌گمان خوشتر بود» و «سیر او صد تو شود». یعنی، همراهی با رفیقان نه تنها نشاط‌آورتر است، بلکه سرعت و بهره‌وری سفر معنوی را نیز چندصد برابر می‌کند. این همان نردبان رای‌هاست که ما را در صعود یاری می‌کند و همت جمعی، از سقوط فردی جلوگیری می‌نماید. سلوک، گرچه فردی آغاز می‌شود، اما در اجتماع مؤمنان به اوج می‌رسد و بارور می‌گردد. این خود نوعی توحید افعالی است، چرا که نیرویی جمعی در کار است که توانایی فرد را صدچندان می‌کند.

نکات کلیدی

  • سلوک معنوی در گرو همراهی و همت جمعی است؛ راه تنها رفتن هرگز به نشاط و سرعت مطلوب نمی‌انجامد.
  • مولانا با این بیت، عزلت و انزوا را نفی می‌کند و بر اهمیت جمعیت بانشاط و همدل تأکید دارد.
  • حتی اگر کسی به‌تنهایی هم قادر به حرکت باشد، همراهی یاران سرعت و کیفیت سفرش را صدچندان می‌کند.
  • یار حقیقی، مسافری است که خود اهل راه باشد و توانایی مشورت و تشویق داشته باشد، نه کسی که سست‌کننده است.
  • راه سلوک باید «پرنشانِ پای‌ها» باشد، یعنی راهی که پیش از ما سالکان بسیاری از آن گذشته‌اند و ایمن است.

Sources: d6-s12 · 00:10:45 d6-s12 · 00:12:35 d6-s12 · 00:13:50

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.