읽기 권 6 새가 자신의 덫에 걸린 것을 금욕자의 행위, 속임수, 위선 때문이라고 돌리자, 금욕자가 새에게 대답하다. 대구 583

M6:583 — گربهٔ دیگر همی‌گردد به بام / کز شکار مرغ یابید او طعام

گربهٔ دیگر همی‌گردد به بامکز شکار مرغ یابید او طعام
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:583

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گربه‌ای دیگر بر بام خانه می‌چرخد تا از شکار پرندگان طعام یابد و شکم سیر کند. معنا: این بیت، چگونگی طلب روزی را در دو گونه موجود نشان می‌دهد: گربه‌ای که با تلاش و شکار غذای خود را می‌یابد و این را به رفتاری پایدار بدل کرده است.

شرح

ما در این بیت، تصویری دیگر از طلب رزق و روزی می‌بینیم که مولانا ارائه می‌دهد. پیش از این از گربه‌ای سخن گفت که به سوراخی معتکف شده بود، زیرا از آنجا طعام یافته بود. این یعنی هر موجودی، فطرةً، به آن دستی رو می‌کند که پیشتر از آن خوراک گرفته است. حال اینجا با گربه‌ای دیگر روبرو هستیم؛ گربه‌ای که دیگر به سوراخ و منبعی ثابت معتکف نیست، بلکه بر بام‌ها می‌گردد و از راه شکار مرغان، طعام خود را به دست می‌آورد. این گربه، مظهر آن رویکردی است که رزق را نه از یک چشمهٔ ثابت، بلکه از دل فعالیت و تکاپو و از طریق اسباب عالم می‌جوید.

این تمثیل تنها دربارهٔ حیوانات نیست، بلکه مولانا آن را به حال آدمیان نیز تسری می‌دهد. آدمی نیز ذاتاً و فطرتاً به سوی منبع رزق و آرامش اصلی خود کشیده می‌شود. چشم زندانی همیشه به در است، زیرا می‌داند رهایی از آنجاست. ما نیز چون روزی از آن بی‌سو، از آن لامکان، خوراک جان گرفته‌ایم، چشم جانمان همیشه به آن سوست و بی‌اختیار دست به آسمان بلند می‌کنیم و با او درد دل می‌نماییم. این میل خدای‌جویی و خداشناسی، سرشتی فطری در ماست؛ نشانی از آنکه ما از پیش او آمده‌ایم و به سوی او بازمی‌گردیم.

در میان آدمیان، قبله‌ها و راه‌های گوناگونی برای طلب رزق و روزی هست. یکی سراسر عمرش را در بافندگی می‌گذراند، دیگری برای کسب حقوقی اندک، پاسبانی می‌کند. هر کس به قبله‌ای رو دارد و عمر خود را در راه کاری صرف می‌کند. اما مولانا در این میان، قِسمی از انسان‌ها را می‌ستاید که آنان را «بیکار» می‌نامد؛ کسانی که از هر کاری بریده‌اند و مستقیماً رو در لامکان کرده‌اند. اینان رزق خود را بدون واسطه و بدون تکیه بر اسباب و علل، از دست حق می‌گیرند. کار اصلی اینان، مرید حق شدن است و برای همین کار، از همهٔ کارهای دیگر دست کشیده‌اند. آنان دیگر چون کودکان این دنیا نیستند که شب و روز به ترهال‌بازی (بازی‌های بیهوده) مشغول باشند؛ بلکه به اصلی‌ترین کار زندگی خویش می‌پردازند.

این تمایز دقیقاً همان چیزی است که عیسی (علیه‌السلام) در داستان مارتا و مریم بیان کرد. در آنجا، مارتا مشغول پذیرایی و کارهای فراوان بود، اما مریم کنار عیسی نشسته بود و به سخنان او گوش می‌داد. عیسی به مارتا گفت که تو برای بسیاری چیزها جوش می‌زنی، اما مریم تنها «یک کار» کرده است که برتر از صد کار است؛ آن هم دل سپردن و حضور یافتن در محضر یار. مولانا نیز در این بیت، و در ابیات پس از آن، به ما می‌آموزد که همواره به دنبال آن «یک کار» باشیم که همهٔ کارهای دیگر را در بر می‌گیرد و آدمی را مستقیماً به سرچشمهٔ هستی و روزی پیوند می‌دهد.

نکات کلیدی

  • فطرت انسان به گونه‌ای است که همواره به سوی منبع اصلی روزی و آرامش خویش کشیده می‌شود.
  • مولانا گربه‌ها را به عنوان نمادی از دو گونه طلب رزق به کار می‌گیرد: یکی از منبع ثابت و دیگری با تلاش و شکار.
  • انسان‌ها نیز مانند این گربه‌ها، یا رزق را مستقیم از حق می‌جویند یا از طریق اسباب و علل دنیوی.
  • مولانا کسانی را می‌ستاید که از همه کارها بریده و تنها رو به حق کرده‌اند (بیکاران راه حق).
  • داستان مارتا و مریم، تمثیلی قرین برای برتری یافتن «یک کار اصلی» بر بسیاری از کارهای فرعی است.
  • غربت انسان در این دنیا، خاطرهٔ وطن اصلی و حضور در محضر حق را فراموش ناشدنی می‌کند.

Sources: d6-s13 · 41:35:00 d6-s13 · 38:00:00 d6-s13 · 43:15:00 d6-s13 · 45:01:23

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.