읽기 권 6 터키인 왕자가 숙취에 취해 새벽에 악사를 초대하다. 그리고 이 하디스를 설명하다. “진실로 하나님(그분은 가장 높으시며)께서는 당신의 친구들을 위해 술을 준비하셨으니, 그들이 마시면 취하고, 취하면 기뻐한다”는 하디스의 마지막 부분까지. 술은 비밀의 항아리에서 끓는다. 그래서 고독한 자는 모두 그것을 마신다. 하나님(그분은 가장 높으시며)께서 말씀하셨다. “진실로 의로운 자들은 마신다.” 이 술은 당신이 마시는 것이 금지된 것이다. 우리는 허용된 것 외에는 술을 마시지 않는다. “노력하여 없음에서 있음이 되고, 하나님의 술에 취하라.” 대구 650

M6:650 — جسم‌ها چون کوزه‌های بسته‌سر / تا که در هر کوزه چه بود آن نگر

جسم‌ها چون کوزه‌های بسته‌سرتا که در هر کوزه چه بود آن نگر
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:650

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جسم‌ها همچون کوزه‌هایی‌اند که سرشان بسته است؛ پس به درون هر کوزه نگاه کن که چه چیزی در آن نهفته است.

معنا: کالبدهای فیزیکی ما تنها ظرفی بیش نیستند؛ ارزش و حقیقت نهایی در محتوای پنهان آن‌ها، یعنی درون و باطن ما، نهفته است.

شرح

این بیت، از آن ابیات کلیدی مثنوی است که مولانا در آن به جوهر تمایز انسان‌ها اشاره می‌کند؛ تمایزی که در ظاهر نیست، بلکه در باطن است. انسان‌ها در جسم و صورت ظاهری خود ممکن است شباهت‌های بسیاری داشته باشند، اما این تشابهات لفظی و ظاهری، به تعبیر مولانا، اغلب «رهزن» است و راه را بر بینش حقیقی می‌بندد. این همان نکته‌ای است که در فلسفه و منطق نیز با عنوان «اشتراک لفظ» از آن یاد می‌شود؛ جایی که یک کلمه یا صورت واحد، معناهای گوناگونی را در خود پنهان کرده است.

من همیشه تاکید کرده‌ام که مولانا پیوسته ما را از افتادن در دام ظاهربینی برحذر می‌دارد. او می‌گوید جسم‌های ما بسان کوزه‌هایی هستند که سرشان بسته است و نمی‌توانی از بیرون به محتوای آن‌ها پی ببری. گویی با این تمثیل، ما را به تأملی ژرف‌تر در باب خود و دیگری فرامی‌خواند. یکی از این کوزه‌ها ممکن است لبریز از «آب حیات» باشد؛ یعنی روحی سرشار از معرفت، عشق، و کمالات انسانی. دیگری اما شاید مملو از «زهر ممات» باشد؛ یعنی باطنی آکنده از رذایل، کینه‌ها و تاریکی‌ها. ظاهر هر دو کوزه شاید یکسان باشد، اما فرق «این حسن با آن حسن» به اندازهٔ «آسمان تا ریسمان» است.

جوهر این تعالیم در تاکید مولانا بر «دیدهٔ جان‌بین» در مقابل «دیدهٔ تن‌بین» نهفته است. «دیدهٔ تن» همواره به ظواهر می‌نگرد و در دام زیبایی‌های جسمانی یا موقعیت‌های اجتماعی فریب می‌خورد. این همان است که موجب می‌شود فردی به ظاهر نیکو، اما باطنی زشت، ما را به خطا اندازد. اما «دیدهٔ جان‌بین» از این ظواهر عبور می‌کند؛ از ورای جسم و صورت، به روح و جان فرد می‌رسد و آن را با همهٔ «فن‌ها» و «حیله‌ها»، یا «کمالات» و «نقصان‌هایش» می‌بیند. این نگاه به باطن، نه تنها ما را از فریب ظواهر نجات می‌دهد، بلکه به ما بصیرتی عمیق‌تر برای درک هستی و جایگاه خود در آن می‌بخشد. همان‌طور که مولانا در جایی دیگر می‌گوید: «جان اصل است و بدن فرع»، و «کف دریاست صورت‌های عالم / ز کف بگذر اگر اهل صفایی». جسم ما در نهایت کف روی آب است، اما حقیقت ما در اقیانوس پنهان جان نهفته است.

نکات کلیدی

  • جسم تنها ظرفی است؛ ارزش حقیقی انسان در محتوای باطنی اوست، نه ظاهرش.
  • تشابهات ظاهری فریبنده هستند و مانع درک حقیقت می‌شوند (اشتراک لفظ).
  • انسان‌ها با جسمی یکسان می‌توانند باطن‌هایی کاملاً متفاوت داشته باشند (آب حیات در برابر زهر ممات).
  • باید از «دیدهٔ تن‌بین» فراتر رفت و با «دیدهٔ جان‌بین» به حقیقت درون افراد نظر کرد.
  • زیبایی یا زشتی واقعی در روح و باطن انسان است، نه در چهره و ظاهر.
  • روح اصل وجود و حقیقت ماست، در حالی که جسم کفی ناپایدار بر روی آن است.

Sources: d6-s15 · 00:32:04 d6-s15 · 00:32:50 d6-s15 · 00:33:04 d6-s15 · 00:35:10 d10-s10 [01:00:21]

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.