읽기 권 6 터키인 왕자가 숙취에 취해 새벽에 악사를 초대하다. 그리고 이 하디스를 설명하다. “진실로 하나님(그분은 가장 높으시며)께서는 당신의 친구들을 위해 술을 준비하셨으니, 그들이 마시면 취하고, 취하면 기뻐한다”는 하디스의 마지막 부분까지. 술은 비밀의 항아리에서 끓는다. 그래서 고독한 자는 모두 그것을 마신다. 하나님(그분은 가장 높으시며)께서 말씀하셨다. “진실로 의로운 자들은 마신다.” 이 술은 당신이 마시는 것이 금지된 것이다. 우리는 허용된 것 외에는 술을 마시지 않는다. “노력하여 없음에서 있음이 되고, 하나님의 술에 취하라.” 대구 664

M6:664 — چونک کردند آشتی شادی و درد / مطربان را ترک ما بیدار کرد

چونک کردند آشتی شادی و دردمطربان را ترک ما بیدار کرد
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:664

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون شادی و درد با هم آشتی کردند و یکی شدند، آن محبوبِ ترک‌خویِ ما، مطربان را بیدار و به نوا آورد.

معنا: این بیت به حالتی اشاره دارد که انسان از دوگانگی شادی و رنج فراتر می‌رود و آن دو را در درون خود آشتی می‌دهد. در چنین مقام یگانگی، محبوب ازلی، مطربان عالم معنا را بیدار می‌کند تا نوای وصال را بنوازند.

شرح

در این بیت شریف، مولانا از یک گره‌گشایی بزرگ روحی سخن می‌گوید که منجر به بیداری و سرور معنوی می‌شود. برای فهم آن، باید به دو نکته اساسی که در مثنوی مکرر بر آن تأکید شده، توجه کنیم: یکی آشتی و یگانگی اضداد، و دیگری نقش مطرب و ساقی در سلوک عارفانه.

من قبلاً هم به این اشاره کرده‌ام که مستی دو گونه است: مستی از شراب و مستی از ساقی. سعدی می‌گوید: «مرا بگذار تا حیران بمانم چشم بر ساقی» و «کین مستی ما نه از شراب است.» حافظ نیز می‌فرماید: «من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت.» این نشان می‌دهد که می‌توان در بزم مستان بود، اما مستی از ساقی باشد نه از می. مولانا هم در ابیات پیشین همین دفتر می‌گوید: آن شراب حق بدان مطرب برد وین شراب تن از این مطرب چرد هر دو گر یک نام دارد در سخن لیک شتان این حسن تا آن حسن یعنی اگر از شراب حق نوشیده باشی، به مطرب حق می‌روی؛ و اگر از شراب تن، به مطرب تن. هر دو کلمهٔ «مستی» و «شراب» نامیده می‌شوند، اما تفاوت از زمین تا آسمان است، درست مثل داستان آن دو وزیر که نامشان «حسن» بود، یکی کریم و دیگری خسیس. «اشتراک لفظ» پیوسته «رهزن» فهم است؛ جسم‌ها کوزهٔ سر بسته می‌مانند تا مظروفشان آشکار شود.

حالا به بیت اصلی می‌رسیم: «چونک کردند آشتی شادی و درد.» این عبارت، کلید فهم ماجراست. در مسیر سلوک، عارف به مقامی می‌رسد که دیگر شادی و درد برایش دو حقیقت متضاد و گسسته نیستند. این مقام، مقام یگانگی اضداد و فرا رفتن از دوگانه انگاری است. نه اینکه درد از میان برود، بلکه با شادی درآمیخته و متعالی می‌شود، سبز می‌شود. همانطور که در جایی دیگر می‌گوید: «والد و مولود آنجا یک شوند.» یعنی این دو حقیقت متضاد یا مکمل، به وحدتی می‌رسند که دیگر تقابلشان محو می‌شود.

وقتی این آشتی درونی و یگانگی روحی رخ داد، آنگاه است که «مطربان را ترک ما بیدار کرد.» «ترک ما» در اینجا همان محبوب ازلی است، همان ساقی حقیقی، همان معشوق یگانه‌ای که در غزلیات عارفان به اوصاف مختلفی همچون «ترک» و «عرب» خوانده می‌شود؛ گاهی به دلیل زیبایی خیره‌کننده و گاه به دلیل قهر و نازش. این محبوب است که مطربان را بیدار می‌کند. توجه کنید که مطربان خود «خوابناک» (خواب‌آلوده) بودند، یعنی حتی ظرف‌های عالم معنا نیز گاه در غفلت‌اند و برای نواختن نوای الهی، به یک محرک ازلی نیاز دارند. این مطربان می‌توانند ملائکه باشند، می‌توانند تجلیات الهی باشند، یا حتی خود عارف که در مقام مطربی، از جانب محبوب به نوا می‌آید.

مطرب در ادامهٔ این حکایت، ابیات عربی پرمغزی را می‌خواند که معنای «ترک ما» را روشن می‌کند: «انل الکأس یا من لا اراک / انت وجهی لا عجب ان لا اراک / غایة القرب حجاب الاشتباه.» یعنی: جام را به من بده، ای کسی که تو را نمی‌بینم! تو روی من هستی و عجب نیست که تو را نبینم، زیرا نهایت قرب، حجاب اشتباه می‌شود. وقتی چیزی بیش از حد به انسان نزدیک باشد، دیده نمی‌شود؛ درست مثل صورت خود انسان که بدون آینه قابل رویت نیست. این نشان می‌دهد که «ترک ما» یا همان محبوب، از رگ گردن نیز به انسان نزدیک‌تر است. این نزدیکی بیش از حد است که باعث عدم رؤیت ظاهری می‌شود و نه دوری و غیبت. به همین دلیل است که مطرب در ادامه می‌گوید: «بل اغلّطهم انادی فی القفار / کی اکتم من معی من من اغار.» یعنی من عمداً در بیابان‌ها ندا می‌دهم تا دیگران را به غلط اندازم و محبوبی را که با من است، از چشم کسانی که حسد می‌ورزند پنهان کنم. این همان «غیرت» عشقی است که مولانا در جای جای مثنوی به آن اشاره می‌کند؛ محبوبی که چنان عزیز است که نامش را تنها در خلوت حال می‌بَرند، نه در محافل عمومی.

پس، این بیت نه فقط یک توصیف از یک مجلس باده‌نوشی، که تصویری عمیق از تجربهٔ وحدت درونی و بیداری معنوی است، به وساطت و تحریک آن محبوب نزدیک اما پنهان.

نکات کلیدی

  • وصول به حقیقت مستی از ساقی، نه شراب، پیش‌شرط بیداری معنوی است؛ این تمایز در ظاهر و باطن الفاظ حیاتی است.
  • آشتی دادن و یگانگی بخشیدن به اضداد درونی، نظیر شادی و درد، دروازه ورود به تجربه عمیق‌تر از واقعیت است.
  • «ترک ما» نماد محبوب ازلی است که در عین غایت قرب، به دلیل همین نزدیکی، از چشم ظاهر پنهان می‌ماند؛ این نزدیکی، حجاب اصلی است نه دوری.
  • بیداری مطربان و نواختن موسیقی معنوی، نتیجه مستقیم تحریک و الهام از سوی این محبوب پنهان است، حتی مطربان خود به این بیداری محتاج‌اند.
  • حقیقت گاهی عمداً پنهان می‌ماند، یا از طریق «غلط‌انداختن» و «آدرس غلط دادن»، تا از دست نامحرمان و حاسدان محفوظ بماند.

Sources: d6-s15 · 00:27:24 d6-s15 · 00:30:26 d6-s15 · 00:31:00 d6-s15 · 00:34:00 d6-s15 · 00:43:00 d6-s15 · 00:45:00 d6-s15 · 00:51:28 d6-s15 · 00:54:30

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.