읽기› 권 6› 빌랄이 하시야의 열정적인 햇볕 아래에서 주인이 유대인의 광기로 그를 가시나무로 때릴 때 “아하드, 아하드”라고 외친 이야기. 그 상처에서 빌랄의 몸에서 피가 솟구쳤고, 그의 의지와 상관없이 “아하드, 아하드”라는 소리가 터져 나왔다. 마치 다른 고통받는 자들에게서 의지와 상관없이 신음 소리가 터져 나오는 것처럼. 왜냐하면 그는 사랑의 고통으로 가득 차 있었고, 가시나무의 고통을 덜어내는 데에는 관심이 없었다. 마치 파라오의 마술사들과 게오르게스 등 무수히 많은 사람들처럼.› 대구 923
M6:923 — گاه در سعد و وصال و دلخوشی / گاه در نحس فراق و بیهشی
M6:923
의미 · به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI
این بیت به نوسان احوال انسان اشاره دارد که همچون ستارگان، گاهی در اوج خوشبختی و وصل است و گاهی در حضیض جدایی و رنج قرار میگیرد.
مولانا در این بخش از مثنوی، کل هستی را همچون ابزاری در دست یک قدرت برتر و پنهان (قدرت الهی) توصیف میکند. همانطور که دریا، باد، خورشید، ماه و ستارگان به ارادهی او در حرکت و تغییرند، احوال درونی انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
این بیت به طور خاص، حالات متغیر روح آدمی را به گردش ستارگان تشبیه میکند. در ابیات قبل، مولانا ستارگان را «مرکب هر سعد و نحسی» میخواند؛ یعنی آنها حامل خوشبختی و بدبختیاند. در اینجا، این مفهوم را به زندگی انسان تعمیم میدهد. زندگی ما نیز چرخهای از فراز و نشیب است: دورانی سرشار از «سعد» (خوشبختی)، «وصال» (رسیدن به معشوق یا مقصود) و «دلخوشی» است و دورانی دیگر، آکنده از «نحس» (شومی و بدبیاری)، «فراق» (جدایی) و «بیهشی» (حالتی از بیخبری و سرگشتگی ناشی از درد و رنج).
نکتهی اصلی مولانا این است که این دگرگونیها تصادفی نیستند، بلکه جزئی از نظم بزرگتری هستند که بر کل کائنات حاکم است. همانطور که ماه گاهی کامل و روشن و گاهی تاریک است، یا طبیعت گاهی بهار و گاهی زمستان است، روح انسان نیز تابع همین قانون تغییر و تحول است. پذیرش این حقیقت، گامی به سوی تسلیم در برابر خواست الهی است.
- سعد
- خوشبختی، خوشیمنی، فرخندگی. در ستارهشناسی قدیم، به ستارهای گفته میشد که تأثیر نیکو دارد.
- وصال
- رسیدن، پیوستن، به خصوص رسیدن عاشق به معشوق.
- نحس
- شومی، بدبختی، بدیمنی. در مقابل «سعد» قرار دارد.
- بیهشی
- بیهوشی، از خود بیخبری، حالتی شبیه به مستی یا غش که از شدت درد یا احساسات دست میدهد.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.