읽기 권 6 무스타파(그에게 평화가 있기를)께서 시디끄(그에게 하나님이 만족하시기를)에게 당부하시길, “빌랄을 살 때, 그들은 분명히 고집을 부려 값을 올릴 것이고, 그의 값을 높이려 할 것이오. 이 미덕에 나를 동참시키고 나의 대리인이 되시오. 그리고 값의 절반을 나에게서 받으시오.” 대구 997

M6:997 — دیو و غول ساحر از سحر و نبرد / انبیا را در نظرشان زشت کرد

دیو و غول ساحر از سحر و نبردانبیا را در نظرشان زشت کرد
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:997

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دیو و غول ساحر با نیروی سحر و جادوی خود و از طریق جنگ و فریب، پیامبران را در نگاه مردم زشت جلوه دادند و آنان را از ارزش انداختند. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه نیروهای شیطانی از طریق سحر و فریب، حقانیت و زیبایی پیامبران را از چشم مردم می‌اندازند و آنان را ناخوشایند نشان می‌دهند تا از پذیرش دعوت الهی بازمانند.

شرح

من در تحلیل‌هایم از مثنوی بارها اشاره کرده‌ام که مولانا، همچون قرآن، از «گفتمان بازرگانی» برای تبیین دین بهره می‌گیرد. انبیا به حقیقت تاجران راستینی بودند که آمدند تا به مردم «تجارت واقعی» را بیاموزند؛ اینکه کالای باارزش کدام است و کالای فریبنده کدام. آنان شمع دین را برافروختند تا راه از بی‌راهه بازشناخته شود. اما در مقابل، دیو و غول ساحر با سحر و نیرنگ خود، دیدگان مردم را بستند و انبیا را در نظرشان زشت کردند.

این سحر و جادو، که مولانا از آن با تعابیری چون «چشم‌بندی» و «مهتاب را کرباس نمودن» یاد می‌کند، همان عملی است که زشت را زیبا و زیبا را زشت می‌نمایاند. شیطان، «مردار» دنیا را چنان می‌آراید که مردم به طمع آن، «دو صد گلزار» حقیقی را از دست می‌دهند. این دقیقاً همان فریب بزرگی است که در سوره بقره، در قصه هاروت و ماروت نیز به آن اشاره شده که چگونه ساحران میان زن و شوهر جدایی می‌افکندند؛ در اینجا نیز دیوان میان مردم و پیامبران، میان انسان و حقیقت، جدایی می‌افکنند.

اینجاست که نادانی مردم نقش حیاتی پیدا می‌کند. همانند کودکی که قیمت گوهری را نمی‌داند و آن را به قرص نانی می‌فروشد، یا همانند الاغ که گهر و خرمهره را یکسان می‌بیند، بسیاری از انسان‌ها نیز به دلیل عدم بصیرت، گوهر انبیا و ارزش دین را نمی‌شناسند. این «خس»ان، یعنی بی‌خردان، هستند که فریب می‌خورند و «گوهری» گران‌سنگ را به بهایی اندک می‌فروشند. حیوانات اهل «اعتبار» و زینت نیستند؛ آنها چیزی را زینت نمی‌شمارند، و همین وجه تمایز اساسی انسان از حیوان است. اما وقتی این قوّهٔ اعتبار کردن انسان به مدد سحر شیاطین به کژراهه می‌رود، ارزش‌ها وارونه می‌شوند و آنچه بی‌بهاست، زیبا جلوه می‌کند و آنچه گران‌بهاست، زشت به نظر می‌رسد. این مبارزه بین پیامبران و شیاطین، نبردی بر سر ادراک و اعتبار است؛ نبردی که پیامبران در آن، شمع دین را روشن می‌کنند و شیاطین، با جادوی خود، اذهان را تیره می‌سازند.

نکات کلیدی

  • شیاطین با سحر و فریب، حقایق و پیامبران را در نظر مردم زشت و بی‌ارزش جلوه می‌دهند.
  • انبیا تاجری واقعی را می‌آموزند که کالای باارزش (دین و حقیقت) را از کالای فریبنده (دنیا) متمایز می‌کند.
  • نادانی و عدم بصیرت باعث می‌شود که مردم گوهرهای حقیقی را به بهای اندک بفروشند؛ همانند کودکی که گوهر را به نان می‌دهد.
  • جلوه‌گری زشت به جای زیبا، نبردی بر سر ادراک و اعتبار است که قوّهٔ تشخیص انسان را منحرف می‌کند.

Sources: d6-s21 · 00:49:04 d6-s21 · 00:51:05 d6-s21 · 00:54:29

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.