디완에 샴스› 가잘 101› 베이트 13 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۰۱
- تنِ باسَر نداند سرّ کن را تن بیسر شناسد کاف و نون را
G101:13
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 بسوزانیم سودا و جنون را·درآشامیم هر دم موج خون را
- 2 حریف دوزخآشامانِ مستیم·که بشکافند سقف سبزگون را
- 3 چه خواهد کرد شمع لایزالی·فلک را؟ وین دو شمع سرنگون را؟
- 4 فروبُرّیم دست دزد غم را·که دزدیدهست عقل صد زبون را
- 5 شراب صرف سلطانی بریزیم·بخوابانیم عقل ذوفنون را
- 6 چو گردد مست، حد بر وی برانیم·که از حد بُرد تزویر و فسون را
- 7 اگر چه زوبع و استاد جملهست·چه داند حیلهٔ ریب المنون را؟
- 8 چنانش بیخود و سرمست سازیم·که چون آید، نداند راه چون را
- 9 چنان پیر و چنان عالِم فنا به·که تا عبرت شود لایعلمون را
- 10 کنون عالِم شود کز عشق جان داد·کنون واقف شود علم درون را
- 11 درون خانه دل او ببیند·ستون این جهان بیستون را
- 12 که سرگردان بدین سرهاست گر نه·سکون بودی جهان بیسکون را
- 13 تنِ باسَر نداند سرّ کن را·تن بیسر شناسد کاف و نون را
- 14 یکی لحظه بنه سر ای برادر·چه باشد از برای آزمون را؟
- 15 یکی دم رام کن از بهر سلطان·چنین سگ را، چنین اسب حرون را
- 16 تو دوزخ دان خود آگاهی عالم·فنا شو کم طلب این سرفزون را
- 17 چنان اندر صفات حق فرورو·که برنایی نبینی این برون را
- 18 چه جویی ذوق این آب سیه را؟·چه بویی سبزه این بام تون را؟
- 19 خمش کردم نیارم شرح کردن·ز رشک و غیرت هر خام دون را
- 20 نما ای شمس تبریزی کمالی·که تا نقصی نباشد کاف و نون را
ganjoor: sh101 · public domain