디완에 샴스› 가잘 1025› 베이트 3 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۰۲۵
- مرا گوید نمیگویی که تا چند از گدارویی چو هر عوری و ادباری گدایی میکنی هر در
G1025:3
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر·بداد افیون شور و شر ببرد از سر ببرد از سر
- 2 به صد حیله کنم غافل از او خود را کنم جاهل·بیاید آن مه کامل به دست او چنین ساغر
- 3 مرا گوید نمیگویی که تا چند از گدارویی·چو هر عوری و ادباری گدایی میکنی هر در
- 4 بدین زاری و خفریقی غلام دلق و ابریقی·اگر حقی و تحقیقی چرایی این جوال اندر
- 5 از اینها کز تو میزاید شهان را ننگ میآید·ملک بودی چرا باید که باشی دیو را تسخر
- 6 که داند گفت گفت او که عالم نیست جفت او·ز پیدا و نهفت او جهان کورست و هستی کر
- 7 مرا گر آن زبان بودی که راز یار بگشودی·هر آن جانی که بشنودی برون جستی از این معبر
- 8 از آن دلدار دریادل مرا حالیست بس مشکل·که ویران میشود سینه از آن جولان و کر و فر
- 9 اگر با مؤمنان گویم همه کافر شوند آن دم·وگر با کافران گویم نماند در جهان کافر
- 10 چو دوش آمد خیال او به خواب اندر تفضل جو·مرا پرسید چونی تو بگفتم بیتو بس مضطر
- 11 اگر صد جان بود ما را شود خون از غمت یارا·دلت سنگست یا خارا و یا کوهیست از مرمر
ganjoor: sh1025 · public domain