디완에 샴스› 가잘 1075› 베이트 7 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۰۷۵
- با چنین عقل و دل آیی سوی قطّاعان راه تاجر ترسنده را اندر چنین غوغا چه کار؟
G1075:7
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 آینهیْ چینی تو را با زنگی اعشیٰ چه کار؟·کرّ مادرزاد را با نالهٔ سرنا چه کار؟
- 2 هر مخنث از کجا و ناز معشوق از کجا؟·طفلک نوزاد را با بادهٔ حمرا چه کار؟
- 3 دست زهره در حنا، او کی سلحشوری کند؟·مرغ خاکی را به موج و غرهٔ دریا چه کار؟
- 4 بر سر چرخی که عیسی از بلندی بو نبرد·مر خرش را ای مسلمانان بر آن بالا چه کار؟
- 5 قوم رندانیم در کنج خرابات فنا·خواجه! ما را با جهاز و مخزن و کالا چه کار؟
- 6 صد هزاران ساله از دیوانگی بگذشتهایم·چون تو افلاطون عقلی، رو، تو را با ما چه کار؟
- 7 با چنین عقل و دل آیی سوی قطّاعان راه·تاجر ترسنده را اندر چنین غوغا چه کار؟
- 8 زخم شمشیرست اینجا زخم زوبین هر طرف·جمع خاتونانِ نازکساقِ رعنا را چه کار؟
- 9 رُستمان امروز اندر خون خود غلطان شدند·زالکان پیر را با قامت دوتا چه کار؟
- 10 عاشقان را منبلان دان زخمخوار و زخمدوست·عاشقانِ عافیت را با چنین سودا چه کار؟
- 11 عاشقان بوالعجب تا کشتهتر خود زندهتر·در جهان عشق باقی مرگ را حاشا چه کار؟
- 12 وانگهی این مست عشق اندر هوای شمس دین·رفته تبریز و شنیده، رو، تو را آنجا چه کار؟
- 13 از ورای هر دو عالم بانگ آید روح را·پس تو را با شمس دین باقی اعلا چه کار؟
ganjoor: sh1075 · public domain