디완에 샴스 가잘 1090 베이트 4 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۰۹۰

  1. حاکمی هر چه تو نامم بنهی خشنودم جان پاک تو که جان از تو شکورست و شکیر

G1090:4

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 صنما این چه گمانست فرودست حقیر·تا بدین حد مکن و جان مرا خوار مگیر
  2. 2 کوه را که کند اندر نظر مرد قضا·کاه را کوه کند ذاک علی الله یسیر
  3. 3 خنک آن چشم که گوهر ز خسی بشناسد·خنک آن قافله‌ای که بودش دوست خفیر
  4. 4 حاکمی هر چه تو نامم بنهی خشنودم·جان پاک تو که جان از تو شکورست و شکیر
  5. 5 ماه را گر تو حبش نام نهی سجده کند·سرو را چنبر خوانی نکند هیچ نفیر
  6. 6 زانک دشنام تو بهتر ز ثناهای جهان·ز کجا بانگ سگان و ز کجا شیر زئیر
  7. 7 ای که بطال تو بهتر ز همه مشتغلان·جز تو جمله همه لا است از آنیم فقیر
  8. 8 تاج زرین بده و سیلی آن یار بخر·ور کسی نشنود این را انما انت نذیر
  9. 9 بر قفای تو چو باشد اثر سیلی دوست·بوسه‌ها یابد رویت ز نگاران ضمیر
  10. 10 مرد دنیا عدمی را حشمی پندارد·عمر در کار عدم کی کند ای دوست بصیر
  11. 11 رفت مردی به طبیبی به کله درد شکم·گفت او را تو چه خوردی که برسته است زحیر
  12. 12 بیشتر رنج که آید همه از فعل گلوست·گفت من سوخته نان خورده ام از پست فطیر
  13. 13 گفت سنقر برو آن کحل عزیزی به من آر·گفت درد شکم و کحل خه ای شیخ کبیر
  14. 14 گفت تا چشم تو مر سوخته را بشناسد·تا ننوشی تو دگر سوخته ای نیم ضریر
  15. 15 نیست را هست گمان برده‌ای از ظلمت چشم·چشمت از خاک در شاه شود خوب و منیر
  16. 16 هله ای شارح دل‌ها تو بگو شرح غزل·من اگر شرح کنم نیز برنجد دل میر

ganjoor: sh1090 · public domain