디완에 샴스 · G1149 · 11 시구
غزل شمارهٔ ۱۱۴۹
베이트를 열어 번역, 해설, 어려운 단어가 담긴 자체 페이지를 확인하세요.
- G1149:1 فغان فغان که ببست آن نگار بار سفرفغان که بنده مر او را نبود یار سفر
- G1149:2 فغان که کار سفر نیست سخره دستمکه تا ز هم بدرم جمله پود و تار سفر
- G1149:3 ولیک طالع خورشید و مه سفر باشدکه تاز گردششان سایه شد سوار سفر
- G1149:4 سفر بیامد وزان هجر عذرها میخواستبدان زبان که شد این بنده شرمسار سفر
- G1149:5 بگفتمش که ز روباه شانگی بگذرکه شیر کرد شکارم به مرغزار سفر
- G1149:6 مراست جان مسافر چو آب و من چون جویروانه جانب دریا که شد مدار سفر
- G1149:7 دود به لب لب این جوی تا لب دریادلی که خست در این راهها ز خار سفر
- G1149:8 به روی آینه بنگر که از سفر آمدصفا نگر تو به رویش از آن غبار سفر
- G1149:9 سفر سفر چو چنان یار غار در سفرستتو بخت بخت سفر دان و کار کار سفر
- G1149:10 همیشه چشم گشایم چو غنچه بر سر راهچو سرو روح روانست در بهار سفر
- G1149:11 چو شمس مفخر تبریز در سفر افتادچه مملکت که بگسترد در دوار سفر
ganjoor: sh1149 · public domain