디완에 샴스 가잘 1170 베이트 9 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۱۷۰

  1. هر یک مشهور به خواهندگی خلق ز بس کدیه شان بر حذر

G1170:9

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 رحم کن ار زخم شوم سر به سر·مرهم صبرم ده و رنجم ببر
  2. 2 ور همه در زهر دهی غوطه‌ام·زهر مرا غوطه ده اندر شکر
  3. 3 بحر اگر تلخ بود همچو زهر·هست صدف عصمت‌ِ جان گهر
  4. 4 ابر ترش‌رو که غم‌انگیز شد·مژده تو دادیش ز رزق و مطر
  5. 5 مادر اگر چه که همه رحمت است·رحمت حق بین تو ز قهر پدر
  6. 6 سرمه نو باید در چشم دل·ور نه چه داند ره سرمه بصر
  7. 7 بود به بصره به یکی کو خراب·خانه درویش به عهد عمر
  8. 8 مفلس و مسکین بُد و صاحب‌عیال·جمله آن خانه یک از یک بتر
  9. 9 هر یک مشهور به خواهندگی·خلق ز بس کدیه شان بر حذر
  10. 10 بود لحاف شبشان ماهتاب·روز طواف همشان در به در
  11. 11 گر بکنم قصه ز ادبیرشان·درد دل افزاید با درد سر
  12. 12 شاه کریمی برسید از شکار·شد سوی آن خانه ز گرد سفر
  13. 13 در بزد از تشنگی و آب خواست·آمد از آن خانه یتیمی به در
  14. 14 گفت که هست آب ولی کوزه نیست·آب یتیمان بود از چشم تر
  15. 15 شاه در این بود که لشکر رسید·همچو ستاره همه گرد قمر
  16. 16 گفت برای دل من هر یکی·در حق این قوم ببخشید زر
  17. 17 گنج شد آن خانه ز اقبال شاه·روشن و آراسته زیر و زبر
  18. 18 ولوله و آوازه به شهر اوفتاد·شهر به نظاره پی یک دگر
  19. 19 گفت یکی که‌آخر ای مفلسان·کشت به یک روز نیاید به بر
  20. 20 حال شما دی همگان دیده‌اند·کن فیکون کس نشود بخت‌ور
  21. 21 ور بشود بخت‌ور آخر چنین·کی شود او همچو فلک مشتهر‌؟
  22. 22 گفت کریمی سوی بر ما گذشت·کرد در این خانه به رحمت نظر
  23. 23 قصه درازست و اشارت بس است·دیده فزون دار و سخن مختصر

ganjoor: sh1170 · public domain