디완에 샴스 가잘 123 베이트 5 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۲۳

  1. هر پاره من جدا همی‌گفت کای شکر و سپاس مر خدا را

G123:5

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 دیدم شه خوب خوش لقا را·آن چشم و چراغ سینه‌ها را
  2. 2 آن مونس و غمگسار دل را·آن جان و جهان جان فزا را
  3. 3 آن کس که خرد دهد خرد را·آن کس که صفا دهد صفا را
  4. 4 آن سجده گه مه و فلک را·آن قبله جان اولیا را
  5. 5 هر پاره من جدا همی‌گفت·کای شکر و سپاس مر خدا را
  6. 6 موسی چو بدید ناگهانی·از سوی درخت آن ضیا را
  7. 7 گفتا که ز جست و جوی رستم·چون یافتم این چنین عطا را
  8. 8 گفت ای موسی سفر رها کن·وز دست بیفکن آن عصا را
  9. 9 آن دم موسی ز دل برون کرد·همسایه و خویش و آشنا را
  10. 10 اخلع نعلیک این بود این·کز هر دو جهان ببر ولا را
  11. 11 در خانه دل جز او نگنجد·دل داند رشک انبیا را
  12. 12 گفت ای موسی به کف چه داری·گفتا که عصاست راه ما را
  13. 13 گفتا که عصا ز کف بیفکن·بنگر تو عجایب سما را
  14. 14 افکند و عصاش اژدها شد·بگریخت چو دید اژدها را
  15. 15 گفتا که بگیر تا منش باز·چوبی سازم پی شما را
  16. 16 سازم ز عدوت دست یاری·سازم دشمنت متکا را
  17. 17 تا از جز فضل من ندانی·یاران لطیف باوفا را
  18. 18 دست و پایت چو مار گردد·چون درد دهیم دست و پا را
  19. 19 ای دست مگیر غیر ما را·ای پا مطلب جز انتها را
  20. 20 مگریز ز رنج ما که هر جا·رنجیست رهی بود دوا را
  21. 21 نگریخت کسی ز رنج الا·آمد بترش پی جزا را
  22. 22 از دانه گریز بیم آن جاست·بگذار به عقل بیم جا را
  23. 23 شمس تبریز لطف فرمود·چون رفت ببرد لطف‌ها را

ganjoor: sh123 · public domain