디완에 샴스› 가잘 1247› 베이트 4 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۲۴۷
- گر تو فرعون منی از مصر تن بیرون کنی در درون حالی ببینی موسی و هارون خویش
G1247:4
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش·خون انگوری نخورده باده شان هم خون خویش
- 2 هر کسی اندر جهان مجنون لیلیّی شدند·عارفان لیلیِّ خویش و دم به دم مجنون خویش
- 3 ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این·بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش
- 4 گر تو فرعون منی از مصر تن بیرون کنی·در درون حالی ببینی موسی و هارون خویش
- 5 لنگری از گنج مادون بستهای بر پای جان·تا فروتر میروی هر روز با قارون خویش
- 6 یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق·گفتمش چونی جوابم داد بر قانون خویش
- 7 گفت بودم اندر این دریا غذای ماهیی·پس چو حرف نون خمیدم تا شدم ذاالنون خویش
- 8 زین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذر·چون ز چونی دم زند آن کس که شد بیچون خویش؟
- 9 باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دلتریم·رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش
- 10 خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال·هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش
- 11 باده گلگونهست بر رخسار بیماران غم·ما خوش از رنگ خودیم و چهره گلگون خویش
- 12 من نیم موقوف نفخ صور همچون مردگان·هر زمانم عشق جانی میدهد ز افسون خویش
- 13 در بهشت استبرق سبزست و خلخال و حریر·عشق نقدم میدهد از اطلس و اکسون خویش
- 14 دی منجم گفت دیدم طالعی داری تو سعد·گفتمش آری ولیک از ماه روزافزون خویش
- 15 مه که باشد با مه ما کز جمال و طالعش·نحس اکبر سعد اکبر گشت بر گردون خویش
ganjoor: sh1247 · public domain