디완에 샴스› 가잘 13› 베이트 14 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۳
- هان ای دلِ مشکینسخن پایان ندارد این سخن با کس نیارم گفت من آنها که میگویی مرا
G13:14
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 ای باد بیآرام ما با گل بگو پیغام ما·کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا
- 2 ای گل ز اصل شکری تو با شکر لایقتری·شکر خوش و گل هم خوش و از هر دو شیرینتر وفا
- 3 رخ بر رخ شکر بنه لذت بگیر و بو بده·در دولت شکر بجه از تلخی جور فنا
- 4 اکنون که گشتی گلشکر قوت دلی نور نظر·از گل برآ بر دل گذر، آن از کجا این از کجا؟
- 5 با خار بودی همنشین چون عقل با جانی قرین·بر آسمان رو از زمین منزل به منزل تا لقا
- 6 در سرّ خلقان میروی در راه پنهان میروی·بستان به بستان میروی آن جا که خیزد نقشها
- 7 ای گل تو مرغ نادری برعکس مرغان میپری·کامد پیامت زان سری پرها بنه بیپر بیا
- 8 ای گل تو اینها دیدهای زان بر جهان خندیدهای·زان جامهها بِدریدهای ای کربز لعلین قبا
- 9 گلهای پار از آسمان نعرهزنان در گلستان·کای هر که خواهد نردبان تا جان سپارد در بلا
- 10 هین از ترشح زین طبق بگذر تو بیره چون عرق·از شیشهٔ گلابگر چون روح از آن جام سما
- 11 ای مقبل و میمون شما با چهرهٔ گلگون شما·بودیم ما همچون شما ما روح گشتیم الصلا
- 12 از گلشکر مقصود ما لطف حقست و بود ما·ای بود ما آهنصفت وی لطف حق آهنربا
- 13 آهن خَرَد آیینهگر بر وی نهد زخم شرر·ما را نمیخواهد مگر خواهم شما را بیشما
- 14 هان ای دلِ مشکینسخن پایان ندارد این سخن·با کس نیارم گفت من آنها که میگویی مرا
- 15 ای شمس تبریزی بگو سرّ شهان شاهخو·بی حرف و صوت و رنگ و بو بیشمس کی تابد ضیا
ganjoor: sh13 · public domain