디완에 샴스› 가잘 1316› 베이트 7 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۳۱۶
- میگشتی و میگفتی ای زهره به من بنگر سرمستم و آزادم ز ادبارک و اقبالک
G1316:7
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 رو رو که نهای عاشق ای زلفک و ای خالک·ای نازک و ای خشمک پابسته به خلخالک
- 2 با مرگ کجا پیچد آن زلفک و آن پیچک·بر چرخ کجا پرد آن پرک و آن بالک
- 3 ای نازک نازکدل دل جو که دلت ماند·روزی که جدا مانی از زرک و از مالک
- 4 اشکسته چرا باشی دلتنگ چرا گردی·دل همچو دل میمک قد همچو قد دالک
- 5 تو رستم دستانی از زال چه میترسی·یا رب برهان او را از ننگ چنین زالک
- 6 من دوش تو را دیدم در خواب و چنان باشد·بر چرخ همیگشتی سرمستک و خوش حالک
- 7 میگشتی و میگفتی ای زهره به من بنگر·سرمستم و آزادم ز ادبارک و اقبالک
- 8 درویشی وانگه غم از مست نبیذی کم·رو خدمت آن مه کن مردانه یکی سالک
- 9 بر هفت فلک بگذر افسون زحل مشنو·بگذار منجم را در اختر و در فالک
- 10 من خرقه ز خور دارم چون لعل و گهر دارم·من خرقه کجا پوشم از صوفک و از شالک
- 11 با یار عرب گفتم در چشم ترم بنگر·میگفت به زیر لب لا تخدعنی والک
- 12 میگفتم و میپختم در سینه دو صد حیلت·میگفت مرا خندان کم تکتم احوالک
- 13 خامش کن و شه را بین چون باز سپیدی تو·نی بلبل قوالی درمانده در این قالک
ganjoor: sh1316 · public domain