디완에 샴스› 가잘 1318› 베이트 9 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۳۱۸
- مشتاق تو را گوید بیطمع سلام از جان محتاج همت گوید ناچار سلام علیک
G1318:9
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک·در گفتن و خاموشی ای یار سلام علیک
- 2 از جان همه قدوسی وز تن همه سالوسی·وز گل همه جباری وز خار سلام علیک
- 3 من ترکم و سرمستم ترکانه قلج بستم·در ده شدم و گفتم سالار سلام علیک
- 4 بنهاد یکی صهبا بر کف من و گفتا·این شهره امانت را هشدار سلام علیک
- 5 گفتم من دیوانه پیوسته خلیلانه·بر مالک خود گویم در نار سلام علیک
- 6 آن لحظه که بیرونم عالم ز سلامم پر·وان لحظه که در غارم با یار سلام علیک
- 7 چون صنع و نشان او دارد همه صورتها·ای مور شبت خوش باد ای مار سلام علیک
- 8 داوود تو را گوید بر تخت فدیناکم·منصور تو را گوید بر دار سلام علیک
- 9 مشتاق تو را گوید بیطمع سلام از جان·محتاج همت گوید ناچار سلام علیک
- 10 شاهان چو سلام تو با طبل و علم گویند·در زیر زبان گوید بیمار سلام علیک
- 11 چون باده جان خوردم ایزار گرو کردم·تا مست مرا گوید ای زار سلام علیک
- 12 امسال ز ماه تو چندان خوش و خرم شد·کز کبر نمیگوید بر پار سلام علیک
- 13 از لذت زخمه تو این چنگ فلک بیخود·سر زیر کند هر دم کای تار سلام علیک
- 14 مرغان خلیلی هم سررفته و پرکنده·آورده از آن عالم هر چار سلام علیک
- 15 بس سیل سخن راندم بس قارعه برخواندم·از کار فروماندم ای کار سلام علیک
ganjoor: sh1318 · public domain