디완에 샴스 가잘 135 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۳۵

  1. روحِ ناری از کجا دارد ز نورِ می خبر ؟ آتش غیرت کجا باشد دلِ خزاف را ؟

G135:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 ساقیا گردان کن آخر آن شرابِ صاف را·محو کن هست و عدم را بردران این لاف را
  2. 2 آن میی کز قوت و لطف و رواقی و طرب·برکند از بیخ هستیِ چو کوه قاف را
  3. 3 در دماغ اندر ببافد خمرِ صافی تا دماغ·در زمان بیرون کند جولاهِ هستی‌باف را
  4. 4 آن میی کز ظلم و جور و کافری‌های خوشش·شرم آید عدل و داد و دینِ باانصاف را
  5. 5 عقل و تدبیر و صفاتِ تست چون اِستارگان·زان می خورشیدوش تو محو کن اوصاف را
  6. 6 جام جان پر کن از آن می بنگر اندر لطف او·تا گشاید چشم جانت بیند آن الطاف را
  7. 7 تن چو کفشی جانِ حیوانی در او چون کفشگر·رازدارِ شاه کی خوانند هر اسکاف را ؟
  8. 8 روحِ ناری از کجا دارد ز نورِ می خبر ؟·آتش غیرت کجا باشد دلِ خزاف را ؟
  9. 9 سیفِ حق گشتست شمس‌الدینِ ما در دستِ حق·آفرین آن سیف را و مرحبا سیّاف را
  10. 10 اسبِ حاجت‌های مشتاقان بدو اندر رساد·ای خدا ضایع مکن این سیر و این الحاف را
  11. 11 شهر تبریزست آنک از شوقِ او مستی بوَد·گر خبر گردد ز سر سر او اسلاف را

ganjoor: sh135 · public domain