디완에 샴스 가잘 1358 베이트 2 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۳۵۸

  1. تو آن ما و من آن تو همچو دیده و روز چرا روی ز بر من به هر غلیظ و عتل

G1358:2

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل·که هر چه خواهی می‌کن ولی ز ما مسکل
  2. 2 تو آن ما و من آن تو همچو دیده و روز·چرا روی ز بر من به هر غلیظ و عتل
  3. 3 بگفت دل که سکستن ز تو چگونه بود·چگونه بی ز دهلزن کند غریو دهل
  4. 4 همه جهان دهلند و توی دهلزن و بس·کجا روند ز تو چونک بسته است سبل
  5. 5 جواب داد که خود را دهل شناس و مباش·گهی دهلزن و گاهی دهل که آرد ذل
  6. 6 نجنبد این تن بیچاره تا نجنبد جان·که تا فرس بنجنبد بر او نجنبد جل
  7. 7 دل تو شیر خدایست و نفس تو فرس است·چنان که مرکب شیر خدای شد دلدل
  8. 8 چو درخور تک دلدل نبود عرصه عقل·ز تنگنای خرد تاخت سوی عرصه قل
  9. 9 تو را و عقل تو را عشق و خارخار چراست·که وقت شد که بروید ز خار تو آن گل
  10. 10 از این غم ار چه ترش روست مژده‌ها بشنو·که گر شبی سحر آمد وگر خماری مل
  11. 11 ز آه آه تو جوشید بحر فضل اله·مسافر امل تو رسید تا آمل
  12. 12 دمی رسید که هر شوق از او رسد به مشوق·شهی رسید کز او طوق می شود هر غل
  13. 13 حطام داد از این جیفه دایه تبدیل·در آفتاب فکنده‌ست ظل حق غلغل
  14. 14 از این همه بگذر بی‌گه آمدست حبیب·شبم یقین شب قدرست قل للیلی طل
  15. 15 چو وحی سر کند از غیب گوش آن سر باش·از آنک اذن من الراس گفت صدر رسل
  16. 16 تو بلبل چمنی لیک می توانی شد·به فضل حق چمن و باغ با دو صد بلبل
  17. 17 خدای را بنگر در سیاست عالم·عقول را بنگر در صناعت انمل
  18. 18 چو مست باشد عاشق طمع مکن خمشی·چو نان رسد به گرسنه مگو که لاتأکل
  19. 19 ز حرف بگذر و چون آب نقش‌ها مپذیر·که حرف و صوت ز دنیاست و هست دنیا پل

ganjoor: sh1358 · public domain