디완에 샴스 가잘 1419 베이트 4 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۴۱۹

  1. شکست از موج این کشتی نه خوبی ماند و نه زشتی شدم بی‌خویش و خود را من سبک بر تخته‌ای بستم

G1419:4

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم·برآمد موج آب چشم و خون دل نتانستم
  2. 2 شکسته بسته می‌گفتم پریر از شرح دل چیزی·تنک شد جام فکر و من چو شیشه خرد بشکستم
  3. 3 چو تخته تخته بشکستند کشتی‌ها در این طوفان·چه باشد زورق من خود که من بی‌پا و بی‌دستم
  4. 4 شکست از موج این کشتی نه خوبی ماند و نه زشتی·شدم بی‌خویش و خود را من سبک بر تخته‌ای بستم
  5. 5 نه بالایم نه پست اما ولیک این حرف پست آمد·که گه زین موج بر اوجم گهی زان اوج در پستم
  6. 6 چه دانم نیستم هستم ولیک این مایه می‌دانم·چو هستم نیستم ای جان ولی چون نیستم هستم
  7. 7 چه شک ماند مرا در حشر چون صد ره در این محشر·چو اندیشه بمردم زار و چون اندیشه برجستم
  8. 8 جگر خون شد ز صیادی مرا باری در این وادی·ز صیدم چون نبد شادی شدم من صید و وارستم
  9. 9 بود اندیشه چون بیشه در او صد گرگ و یک میشه·چه اندیشه کنم پیشه که من ز اندیشه ده مستم
  10. 10 به هر چاهی که برکندم ز اول من درافتادم·به هر دامی که بنهادم من اندر دام پیوستم
  11. 11 خسی که مشتریش آمد خیال خام ریش آمد·سبال از کبر می‌مالد که رو من کار کردستم
  12. 12 چه کردی آخر ای کودن نشاندی گل در این گلخن·نرست از گلشنت برگی ولیک از خار تو خستم
  13. 13 مرا واجب کند که من برون آیم چو گل از تن·که عمرم شد به شصت و من چو سین و شین در این شستم

ganjoor: sh1419 · public domain