디완에 샴스› 가잘 1427› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۴۲۷
- درافتادم در آب جو شدم شسته ز رنگ و بو ز عشق ذوق زخم او سر مرهم نمیدارم
G1427:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 من از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارم·نه از آبم نه از خاکم سر عالم نمیدارم
- 2 اگر بالاست پراختر وگر دریاست پرگوهر·وگر صحراست پرعبهر سر آن هم نمیدارم
- 3 مرا گویی ظریفی کن دمی با ما حریفی کن·مرا گفتهست لاتسکن تو را همدم نمیدارم
- 4 مرا چون دایه فضلش به شیر لطف پروردهست·چو من مخمور آن شیرم سر زمزم نمیدارم
- 5 در آن شربت که جان سازد دل مشتاق جان بازد·خرد خواهد که دریازد منش محرم نمیدارم
- 6 ز شادیها چو بیزارم سر غم از کجا دارم·به غیر یار دلدارم خوش و خرم نمیدارم
- 7 پی آن خمر چون عندم شکم بر روزه می بندم·که من آن سرو آزادم که برگ غم نمیدارم
- 8 درافتادم در آب جو شدم شسته ز رنگ و بو·ز عشق ذوق زخم او سر مرهم نمیدارم
- 9 تو روز و شب دو مرکب دان یکی اشهب یکی ادهم·بر اشهب بر نمیشینم سر ادهم نمیدارم
- 10 جز این منهاج روز و شب بود عشاق را مذهب·که بر مسلک به زیر این کهن طارم نمیدارم
- 11 به باغ عشق مرغانند سوی بیسویی پران·من ایشان را سلیمانم ولی خاتم نمیدارم
- 12 منم عیسی خوش خنده که شد عالم به من زنده·ولی نسبت ز حق دارم من از مریم نمیدارم
- 13 ز عشق این حرف بشنیدم خموشی راه خود دیدم·بگو عشقا که من با دوست لا و لم نمیدارم
ganjoor: sh1427 · public domain