디완에 샴스 가잘 1430 베이트 7 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۴۳۰

  1. اگر عالم بقا یابد هزاران قرن و من رفته میان عاشقان هر شب سمر باشم سمر باشم

G1430:7

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 نهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشم·منم فرزند عشق جان ولی پیش از پدر باشم
  2. 2 اگر چه روغن بادام از بادام می زاید·همی‌گوید که جان داند که من بیش از شجر باشم
  3. 3 به ظاهربین همی‌گوید چو مسجود ملایک شد·که ای ابله روا داری که جسم مختصر باشم
  4. 4 زمانی بر کف عشقش چو سیمابی همی‌لرزم·زمانی در بر معدن همه دل همچو زر باشم
  5. 5 منم پیدا و ناپیدا چو جان و عشق در قالب·گهی اندر میان پنهان گهی شهره کمر باشم
  6. 6 در آن زلفین آن یارم چه سوداها که من دارم·گهی در حلقه می آیم گهی حلقه شمر باشم
  7. 7 اگر عالم بقا یابد هزاران قرن و من رفته·میان عاشقان هر شب سمر باشم سمر باشم
  8. 8 مرا معشوق پنهانی چو خود پنهان همی‌خواهد·وگر نی رغم شب کوران عیان همچون قمر باشم
  9. 9 مرا گردون همی‌گوید که چون مه بر سرت دارم·بگفتم نیک می گویی بپرس از من اگر باشم
  10. 10 اگر ساحل شود جنت در او ماهی نیارامد·حدیث شهد او گویم پس آنگه در شکر باشم
  11. 11 به روز وصل اگر ما را از آن دلدار بشناسی·پس آن دلبر دگر باشد من بی‌دل دگر باشم
  12. 12 بسوزا این تنم گر من ز هر آتش برافروزم·مبادم آب اگر خود من ز هر سیلاب تر باشم
  13. 13 در آن محوی که شمس الدین تبریزیم پالاید·ملک را بال می ریزد من آن جا چون بشر باشم

ganjoor: sh1430 · public domain