디완에 샴스› 가잘 145› 베이트 10 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۴۵
- از برای جان پاک نورپاش مهوشت ای خداوند شمس دین تا نشکنی آمالها
G145:10
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها·ای به زودی بار کرده بر شتر احمالها
- 2 شب شد و درچین ز هجران رخ چون آفتاب·درفتاده در شب تاریک بس زلزالها
- 3 چون همیرفتی به سکتهحیرتی حیران بدم·چشم باز و من خموش و میشد آن اقبالها
- 4 ور نه سکته بخت بودی مر مرا خود آن زمان·چهره خونآلود کردی بردریدی شالها
- 5 بر سر ره جان و صد جان در شفاعت پیش تو·در زمان قربان بکردی خود چه باشد مالها
- 6 تا بگشتی در شب تاریک ز آتش نالها·تا چو احوال قیامت دیده شد اهوالها
- 7 تا بدیدی دل عذابی گونهگونه در فراق·سنگ خون گرید اگر زان بشنود احوالها
- 8 قدها چون تیر بوده گشته در هجران کمان·اشک خونآلود گشت و جمله دلها دالها
- 9 چون درستی و تمامی شاه تبریزی بدید·در صف نقصان نشست است از حیا مثقالها
- 10 از برای جان پاک نورپاش مهوشت·ای خداوند شمس دین تا نشکنی آمالها
- 11 از مقال گوهرین بحر بیپایان تو·لعل گشته سنگها و ملک گشته حالها
- 12 حالهای کاملانی کان ورای قالهاست·شرمسار از فر و تاب آن نوادر قالها
- 13 ذرههای خاک هامون گر بیابد بوی او·هر یکی عنقا شود تا برگشاید بالها
- 14 بالها چون برگشاید در دو عالم ننگرد·گرد خرگاه تو گردد واله اجمالها
- 15 دیده نقصان ما را خاک تبریز صفا·کحل بادا تا بیابد زان بسی اکمالها
- 16 چونک نورافشان کنی در گاهِ بخشش روح را·خود چه پا دارد در آن دم رونق اعمالها
- 17 خود همان بخشش که کردی بیخبر اندر نهان·میکند پنهان پنهان جمله افعالها
- 18 ناگهان بیضه شکافد مرغ معنی برپرد·تا هما از سایهٔ آن مرغ گیرد فالها
- 19 هم تو بنویس ای حسام الدین و میخوان مدح او·تا به رغم غم ببینی بر سعادت خالها
- 20 گرچه دستافزار کارت شد ز دستت، باک نیست·دست شمس الدین دهد مر پات را خلخالها
ganjoor: sh145 · public domain