디완에 샴스› 가잘 150› 베이트 11 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۵۰
- تا بشاید خدمت مخدوم جانها شمس دین آن قباد و سنجر و اسکندر و خاقان ما
G150:11
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما·بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما
- 2 آن خیال جان فزای بخت ساز بینظیر·هم امیر مجلس و هم ساقی گردان ما
- 3 در رخ جان بخش او بخشیدن جان هر زمان·گشته در مستی جان هم سهل و هم آسان ما
- 4 صد هزاران همچو ما در حسن او حیران شود·کاندر آن جا گم شود جان و دل حیران ما
- 5 خوش خوش اندر بحر بیپایان او غوطی خورد·تا ابدهای ابد خود این سر و پایان ما
- 6 شکر ایزد را که جمله چشمهٔ حیوانها·تیره باشد پیش لطف چشمهٔ حیوان ما
- 7 شرم آرد جان و دل تا سجده آرد هوشیار·پیش چشم مست مخمور خوش جانان ما
- 8 دیو گیرد عشق را از غصه هم این عقل را·ناگهان گیرد گلوی عقل آدم سان ما
- 9 پس برآرد نیش خونی کز سرش خون میچکد·پس ز جان عقل بگشاید رگ شیران ما
- 10 در دهان عقل ریزد خون او را بردوام·تا رهاند روح را از دام و از دستان ما
- 11 تا بشاید خدمت مخدوم جانها شمس دین·آن قباد و سنجر و اسکندر و خاقان ما
- 12 تا ز خاک پاش بگشاید دو چشم سر به غیب·تا ببیند حال اولیان و آخریان ما
- 13 شکر آن را سوی تبریز معظم رو نهد·کز زمینش میبروید نرگس و ریحان ما
ganjoor: sh150 · public domain