디완에 샴스› 가잘 1600› 베이트 7 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۶۰۰
- گر کسی منکر شود تو گردن او را ببند می کشانش روسیه که منکری را یافتم
G1600:7
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم·در درون ساغرش چشمه خوری را یافتم
- 2 تابش سینه و برت را خود ندارد چشم تاب·شکر ایزد را که من زین دلبری را یافتم
- 3 میرداد قهر چون ماری فروکوبد سرش·آنک گوید در دو کونش هم سری را یافتم
- 4 چون درون طرهاش دریافتم دل را عجب·در درون مشک رفتم عنبری را یافتم
- 5 گر ببینی طوطی جان مرا گرد لبش·می پرد پرک زنان که شکری را یافتم
- 6 گر بپرسندت حکایت کن که من بر جام لعل·عاشقی مستی جوانی می خوری را یافتم
- 7 گر کسی منکر شود تو گردن او را ببند·می کشانش روسیه که منکری را یافتم
- 8 در میان طرهاش رخسار چون آتش ببین·گو میان مشک و عنبر مجمری را یافتم
- 9 چون گشاید لعل را او تا نثار در کند·گو که در خورشید از رحمت دری را یافتم
- 10 چون دکان سرپزان سرها و دلها پیش او·هست بیپایان در آن سرها سری را یافتم
- 11 چون نگه کردم سر من بود پر از عشق او·من برون از هر دو عالم منظری را یافتم
- 12 من به برج ثور دیدم منکر آن آفتاب·گاو جستم من ز ثور و خود خری را یافتم
- 13 من صف رستم دلان جستم بدیدم شاه را·ترک آن کردم چو بیصف صفدری را یافتم
- 14 من همیکشتی سوی تبریز راندم می نرفت·پس ز جان بر کشتی خود لنگری را یافتم
ganjoor: sh1600 · public domain