디완에 샴스 가잘 1608 베이트 1 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۶۰۸

  1. چه کس‌ام من؟ چه کس‌ام من؟ که بسی وسوسه‌مندم گَه از آن سوی کشندم، گَه از این سوی کشندم

G1608:1

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 چه کس‌ام من؟ چه کس‌ام من؟ که بسی وسوسه‌مندم·گَه از آن سوی کشندم، گَه از این سوی کشندم
  2. 2 زِ کشاکش چو کمان‌ام به کفِ گوش‌کشانم·قدَر از بام درافتد چو درِ خانه ببندم
  3. 3 مگر استاره‌یِ چرخم! که ز برجی سوی برجی·به نُحوسی‌ش بگریم به سُعودی‌ش بخندم
  4. 4 به سما و به بروجش، به هبوط و به عروجش·نفسی هم‌تکِ بادم نفسی من هَلَپَندم
  5. 5 نفَسی آتشِ سوزان، نفَسی سیلِ گریزان·ز چه اصلم؟ ز چه فصلم؟ به چه بازار خرندم؟
  6. 6 نفسی فوقِ طباقم، نفسی شام و عراقم·نفسی غرقِ فراقم، نفسی رازِ تو رَندم
  7. 7 نفسی هم‌رهِ ماه‌م، نفسی مستِ اله‌م·نفسی یوسفِ چاه‌م، نفسی جمله گزندم
  8. 8 نفسی ره‌زن و غولم، نفسی تند و ملولم·نفسی زین دو برونم، که بر آن بامِ بلندم
  9. 9 بزن ای مطربِ قانون هوسِ لیلی و مجنون!·که من از سلسله جَستم؛ وَتَدِ هوش بِکَندم
  10. 10 به خدا که نگریزی! قدحِ مِهر نریزی!·چه شود ای شَهِ خوبان که کنی گوش به پندم
  11. 11 هله! ای اوّل و آخر! بده آن باده‌یِ فاخر!·که شد این بزم منوّر به تو ای عشقِ پسندم
  12. 12 بده آن باده‌یِ جانی زِ خراباتِ معانی·که بدان ارزد چاکر که از آن باده دهندم
  13. 13 بپَران ناطقِ جان را تو از این منطقِ رسمی·که نمی‌یابد میدانِ بگو حرفِ سمندم

ganjoor: sh1608 · public domain