디완에 샴스› 가잘 1620› 베이트 3 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۶۲۰
- کمر و کلاه عشقش به دو کون مر مرا بس چه شد ار کله بیفتد چه غم ار کمر ندارم
G1620:3
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 هوسی است در سر من که سر بشر ندارم·من از این هوس چنانم که ز خود خبر ندارم
- 2 دو هزار ملک بخشد شه عشق هر زمانی·من از او به جز جمالش طمعی دگر ندارم
- 3 کمر و کلاه عشقش به دو کون مر مرا بس·چه شد ار کله بیفتد چه غم ار کمر ندارم
- 4 سحری ببرد عشقش دل خسته را به جایی·که ز روز و شب گذشتم خبر از سحر ندارم
- 5 سفری فتاد جان را به ولایت معانی·که سپهر و ماه گوید که چنین سفر ندارم
- 6 ز فراق جان من گر ز دو دیده در فشاند·تو گمان مبر که از وی دل پرگهر ندارم
- 7 چه شکرفروش دارم که به من شکر فروشد·که نگفت عذر روزی که برو شکر ندارم
- 8 بنمودمی نشانی ز جمال او ولیکن·دو جهان به هم برآید سر شور و شر ندارم
- 9 تبریز عهد کردم که چو شمس دین بیاید·بنهم به شکر این سر که به غیر سر ندارم
ganjoor: sh1620 · public domain