디완에 샴스 가잘 1624 베이트 13 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۶۲۴

  1. به خدا که روز نیکو ز بگه بدید باشد که درآید آفتابش به وصال در کنارم

G1624:13

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم·سر مست گفته باشد من از این خبر ندارم
  2. 2 شب و روز می‌بکوشم که برهنه را بپوشم·نه چنان دکان فروشم که دکان نو برآرم
  3. 3 علمی به دست مستی دو هزار مست با وی·به میان شهر گردان که خمار شهریارم
  4. 4 به چه میخ بندم آن را که فقاع از او گشاید·چه شکار گیرم آن جا که شکار آن شکارم
  5. 5 دهلی بدین عظیمی به گلیم درنگنجد·فر و نور مه بگوید که من اندر این غبارم
  6. 6 به سر مناره اشتر رود و فغان برآرد·که نهان شدم من این جا مکنید آشکارم
  7. 7 شتر است مرد عاشق سر آن مناره عشق است·که مناره‌هاست فانی و ابدی است این منارم
  8. 8 تو پیازهای گل را به تک زمین نهان کن·به بهار سر برآرد که من آن قمرعذارم
  9. 9 سر خنب چون گشادی برسان وظیفه‌ها را·به میان دور ما آ که غلام این دوارم
  10. 10 پی جیب توست این جا همه جیب‌ها دریده·پی سیب توست ای جان که چو برگ بی‌قرارم
  11. 11 همه را به لطف جان کن همه را ز سر جوان کن·به شراب اختیاری که رباید اختیارم
  12. 12 همه پرده‌ها بدرّان دل بسته را بپران·هله ای تو اصل اصلم به تو است هم مطارم
  13. 13 به خدا که روز نیکو ز بگه بدید باشد·که درآید آفتابش به وصال در کنارم
  14. 14 تو خموش تا قرنفل بکند حکایت گل·بر شاهدان گلشن چو رسید نوبهارم

ganjoor: sh1624 · public domain