디완에 샴스 가잘 1769 베이트 9 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۷۶۹

  1. از رخ آن یوسف شد قعر چاه روشن و فرخنده چو باغ ارم

G1769:9

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 ای دل صافی دم ثابت قدم·جئت لکی تنذر خیر الامم
  2. 2 سر ننهی جز به اشارات دل·بر ورق عشق ازل چون قلم
  3. 3 از طرب باد تو و داد تو·رقص کنانیم چو شقه علم
  4. 4 رقص کنان خواجه کجا می روی·سوی گشایشگه عرصه عدم
  5. 5 خواجه کدامین عدم است این بگو·گوش قدم داند حرف قدم
  6. 6 عشق غریب است و زبانش غریب·همچو غریب عربی در عجم
  7. 7 خیز که آورده امت قصه‌ای·بشنو از بنده نه بیش و نه کم
  8. 8 بشنو این حرف غریبانه را·قصه غریب آمد و گوینده هم
  9. 9 از رخ آن یوسف شد قعر چاه·روشن و فرخنده چو باغ ارم
  10. 10 قصر شد آن حبس و در او باغ و راغ·جنت و ایوان شد و صفه حرم
  11. 11 همچو کلوخی که در آب افکنی·باز شود آب در آن دم ز هم
  12. 12 همچو شب ابر که خورشید صبح·ناگه سر برزند از چاه غم
  13. 13 همچو شرابی که عرب خورد و گفت·صل علی دنتها و ارتسم
  14. 14 از طرب این حبس به خواری و نقص·می نگرد بر فلک محتشم
  15. 15 ای خرد از رشک دهانم مگیر·قد شهد الله و عد النعم
  16. 16 گرچه درخت آب نهان می خورد·بان علی شعبته ما کتم
  17. 17 هر چه بدزدید زمین ز آسمان·فصل بهاران بدهد دم به دم
  18. 18 گر شبه دزدیده‌ای وگر گهر·ور علم افراشتی وگر قلم
  19. 19 رفت شب و روز تو اینک رسید·سوف یری النائم ماذا احتلم

ganjoor: sh1769 · public domain