디완에 샴스 가잘 1775 베이트 9 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۷۷۵

  1. چونک شکارش نشوم خواجه یقین دان که سگم چون پی اسپش ندوم خواجه یقین دان که خرم

G1775:9

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم·گر تو میی من قدحم ور ترشی من کبرم
  2. 2 عبس وجها سندی کان سناه مددی·کل هوی یهویه ذاک جمیل و کرم
  3. 3 زنده نباشد دل من گر به مهش دل ندهم·عقل ندارد سر من گر ز نباتش نچرم
  4. 4 مبسمه بلبلنی عابسه زلزلنی·ما شطه شیبنی غیبته الف هرم
  5. 5 گر کژی آرم سوی او همچو کمان تیر خورم·ور هنر آرم سوی او عرضه کنم بی‌هنرم
  6. 6 بارحتی فکرته هیجنی قلقلنی·قمت اطوف سکرا مغتنما حول حرم
  7. 7 گر پی رایش نروم باد گسسته رگ من·ور سوی بحرش نروم باد شکسته گهرم
  8. 8 ظلت به مقتنیا مرتزقا مجتنیا·نخله خلد نبتت وسط ریاض و ارم
  9. 9 چونک شکارش نشوم خواجه یقین دان که سگم·چون پی اسپش ندوم خواجه یقین دان که خرم
  10. 10 کنت ثقیلا کسلا خففنی جذبته·نمت علی قارعه عاصفنی سیل عرم
  11. 11 گفتم بسته‌ست دلم گفت منم قفل گشا·گفتم کشتی تو مرا گفت من از تو بترم
  12. 12 رو سخن کار مگو کز همه آزاد شدم·رو سخن خار مگو چون همه گل می‌سپرم

ganjoor: sh1775 · public domain