디완에 샴스 가잘 1810 베이트 4 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۸۱۰

  1. عشق است آن دزدی که او از شحنگان دل می برد در خدمت آن دزد بین تو شحنگان بی‌کران

G1810:4

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان·این دزد ما خود دزد را چون می بدزدد از میان
  2. 2 خواهند از سلطان امان چون دزد افزونی کند·دزدی چو سلطان می کند پس از کجا خواهند امان
  3. 3 عشق است آن سلطان که او از جمله دزدان دل برد·تا پیش آن سرکش برد حق سرکشان را موکشان
  4. 4 عشق است آن دزدی که او از شحنگان دل می برد·در خدمت آن دزد بین تو شحنگان بی‌کران
  5. 5 آواز دادم دوش من کای خفتگان دزد آمده‌ست·دزدید او از چابکی در حین زبانم از دهان
  6. 6 گفتم ببندم دست او خود بست او دستان من·گفتم به زندانش کنم او می نگنجد در جهان
  7. 7 از لذت دزدی او هر پاسبان دزدی شده·از حیله و دستان او هر زیرکی گشته نهان
  8. 8 خلقی ببینی نیم شب جمع آمده کان دزد کو·او نیز می پرسد که کو آن دزد او خود در میان
  9. 9 ای مایه هر گفت و گو ای دشمن و ای دوست رو·ای هم حیات جاودان ای هم بلای ناگهان
  10. 10 ای رفته اندر خون دل ای دل تو را کرده بحل·بر من بزن زخم و مهل حقا نمی‌خواهم امان
  11. 11 سخته کمانی خوش بکش بر من بزن آن تیر خوش·ای من فدای تیر تو ای من غلام آن کمان
  12. 12 زخم تو در رگ‌های من جان است و جان افزای من·شمشیر تو بر نای من حیف است ای شاه جهان
  13. 13 کو حلق اسماعیل تا از خنجرت شکری کند·جرجیس کو کز زخم تو جانی سپارد هر زمان
  14. 14 شه شمس تبریزی مگر چون بازآید از سفر·یک چند بود اندر بشر شد همچو عنقا بی‌نشان

ganjoor: sh1810 · public domain