디완에 샴스 가잘 1825 베이트 5 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۸۲۵

  1. آه که روز دیر شد آهوی لطف شیر شد دلبر و یار سیر شد از سخن و دعای من

G1825:5

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 من طربم طرب منم زهره زند نوای من·عشق میان عاشقان شیوه کند برای من
  2. 2 عشق چو مست و خوش شود بیخود و کش مکش شود·فاش کند چو بی‌دلان بر همگان هوای من
  3. 3 ناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشد·چرخ فلک حسد برد ز آنچ کند به جای من
  4. 4 من سر خود گرفته‌ام من ز وجود رفته‌ام·ذره به ذره می زند دبدبه فنای من
  5. 5 آه که روز دیر شد آهوی لطف شیر شد·دلبر و یار سیر شد از سخن و دعای من
  6. 6 یار برفت و ماند دل شب همه شب در آب و گل·تلخ و خمار می طپم تا به صبوح وای من
  7. 7 تا که صبوح دم زند شمس فلک علم زند·باز چو سرو تر شود پشت خم دوتای من
  8. 8 باز شود دکان گل ناز کنند جزو و کل·نای عراق با دهل شرح دهد ثنای من
  9. 9 ساقی جان خوبرو باده دهد سبو سبو·تا سر و پای گم کند زاهد مرتضای من
  10. 10 بهر خدای ساقیا آن قدح شگرف را·بر کف پیر من بنه از جهت رضای من
  11. 11 گفت که باده دادمش در دل و جان نهادمش·بال و پری گشادمش از صفت صفای من
  12. 12 پیر کنون ز دست شد سخت خراب و مست شد·نیست در آن صفت که او گوید نکته‌های من
  13. 13 ساقی آدمی کشم گر بکشد مرا خوشم·راح بود عطای او روح بود سخای من
  14. 14 باده توی سبو منم آب توی و جو منم·مست میان کو منم ساقی من سقای من
  15. 15 از کف خویش جسته‌ام در تک خم نشسته‌ام·تا همگی خدا بود حاکم و کدخدای من
  16. 16 شمس حقی که نور او از تبریز تیغ زد·غرقه نور او شد این شعشعه ضیای من

ganjoor: sh1825 · public domain