디완에 샴스 가잘 1829 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۸۲۹

  1. گفت خنک تو را که تو در غم ما شدی دوتو کار تو راست در جهان ای بگزیده کار من

G1829:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من·هیچ مباش یک نفس غایب از این کنار من
  2. 2 نور دو دیده منی دور مشو ز چشم من·شعله سینه منی کم مکن از شرار من
  3. 3 یار من و حریف من خوب من و لطیف من·چست من و ظریف من باغ من و بهار من
  4. 4 ای تن من خراب تو دیده من سحاب تو·ذره آفتاب تو این دل بی‌قرار من
  5. 5 لب بگشا و مشکلم حل کن و شاد کن دلم·کآخر تا کجا رسد پنج و شش قمار من
  6. 6 تا که چه زاید این شب حامله از برای من·تا به کجا کشد بگو مستی بی‌خمار من
  7. 7 تا چه عمل کند عجب شکر من و سپاس من·تا چه اثر کند عجب ناله و زینهار من
  8. 8 گفت خنک تو را که تو در غم ما شدی دوتو·کار تو راست در جهان ای بگزیده کار من
  9. 9 مست منی و پست من عاشق و می پرست من·برخورد او ز دست من هر کی کشید بار من
  10. 10 رو که تو راست کر و فر مجلس عیش نه ز سر·زانک نظر دهد نظر عاقبت انتظار من
  11. 11 گفتم وانما که چون زنده کنی تو مرده را·زنده کن این تن مرا از پی اعتبار من
  12. 12 مرده‌تر از تنم مجو زنده کنش به نور هو·تا همه جان شود تنم این تن جان سپار من
  13. 13 گفت ز من نه بارها دیده‌ای اعتبارها·بر تو یقین نشد عجب قدرت و کاربار من
  14. 14 گفتم دید دل ولی سیر کجا شود دلی·از لطف و عجایبت ای شه و شهریار من
  15. 15 عشق کشید در زمان گوش مرا به گوشه‌ای·خواند فسون فسون او دام دل شکار من
  16. 16 جان ز فسون او چه شد دم مزن و مگو چه شد·ور بچخی تو نیستی محرم و رازدار من

ganjoor: sh1829 · public domain