디완에 샴스 가잘 1840 베이트 10 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۸۴۰

  1. مست تو بوالفضول شد وز دو جهان ملول شد عشق تو را رسول شد او است نکال هر زمین

G1840:10

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین·نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین
  2. 2 مطرب روح من توی کشتی نوح من توی·فتح و فتوح من توی یار قدیم و اولین
  3. 3 ای ز تو شاد جان من بی‌تو مباد جان من·دل به تو داد جان من با غم توست همنشین
  4. 4 تلخ بود غم بشر وین غم عشق چون شکر·این غم عشق را دگر بیش به چشم غم مبین
  5. 5 چون غم عشق ز اندرون یک نفسی رود برون·خانه چو گور می شود خانگیان همه حزین
  6. 6 سرمه ماست گرد تو راحت ماست درد تو·کیست حریف و مرد تو ای شه مردآفرین
  7. 7 تا که تو را شناختم همچو نمک گداختم·شکم و شک فنا شود چون برسد بر یقین
  8. 8 من شبم از سیه دلی تو مه خوب و مفضلی·ظلمت شب عدم شود در رخ ماه راه بین
  9. 9 عشق ز توست همچو جان عقل ز توست لوح خوان·کان و مکان قراضه جو بحر ز توست دانه چین
  10. 10 مست تو بوالفضول شد وز دو جهان ملول شد·عشق تو را رسول شد او است نکال هر زمین
  11. 11 در تبریز شمس دین دارد مطلعی دگر·نیست ز مشرق او مبین نیست به مغرب او دفین

ganjoor: sh1840 · public domain