디완에 샴스 가잘 1863 베이트 6 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۸۶۳

  1. از عشق جهان سوزت وز شوق جگردوزت بی هیچ دعاگویی عالم شده پرآمین

G1863:6

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین·یا رب چه سبک روحی بر چشم و سرم بنشین
  2. 2 ای تاج هنرمندی معراج خردمندی·تعریف چه می‌باید چون جمله توی تعیین
  3. 3 هر ذره که می جنبد هر برگ که می خنبد·بی کام و زبان گفتی در گوش فلک بنشین
  4. 4 جان همه جانا ای دولت مولانا·جان را برهانیدی از ناز فلان الدین
  5. 5 از نفخ تو می روید پر ملاء الاعلی·وز شرق تو می تفسد پشت فلک عنین
  6. 6 از عشق جهان سوزت وز شوق جگردوزت·بی هیچ دعاگویی عالم شده پرآمین
  7. 7 ناگاه سحرگاهی بی‌رخنه و بیراهی·آورد طبیب جان یک خمره پرافسنتین
  8. 8 تا این تن بیمارم وین کشته دل زارم·زنده شد و چابک شد برداشت سر از بالین
  9. 9 گفتم که ملیحی تو مانا که مسیحی تو·شاد آمدی ای سلطان ای چاره هر مسکین
  10. 10 پیغامبر بیماران نافعتری از باران·در خمره چه داری گفت داروی دل غمگین
  11. 11 حرز دل یعقوبم سرچشمه ایوبم·هم چستم و هم خوبم هم خسرو و هم شیرین
  12. 12 گفتم که چنان دریا در خمره کجا گنجد·گفتا که چه دانی تو این شیوه و این آیین
  13. 13 کی داند چون آخر استادی بی‌چون را·گنجاند در سجین او عالم علیین
  14. 14 یوسف به بن چاهی بر هفت فلک ناظر·و اندر شکم ماهی یونس ز بر پروین
  15. 15 گر فوقی وگر پستی هستی طلب و مستی·نی بر زبرین وقف است این بخت نه بر زیرین
  16. 16 خامش که نمی‌گنجد این حصه در این قصه·رو چشم به بالا کن روی چو مهش می بین

ganjoor: sh1863 · public domain