디완에 샴스› 가잘 1884› 베이트 6 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۸۸۴
- از معدن خویش ای جان بخرام در این میدان رونق نبود زر را تا باشد در معدن
G1884:6
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن·بر سینه ما بنشین ای جان منت مسکن
- 2 سرمست شدم ای جان وز دست شدم ای جان·ای دوست خمارم را از لعل لبت بشکن
- 3 ای ساقی هر نادر این می ز چه خم داری·من بنده ظلم تو از بیخ و بنم برکن
- 4 هم پردهٔ من میدر هم خون دلم میخور·آخر نه توی با من شاباش زهی ای من
- 5 از دوست ستم نبود بر مست قلم نبود·جز عفو و کرم نبود بر مست چنین مسکن
- 6 از معدن خویش ای جان بخرام در این میدان·رونق نبود زر را تا باشد در معدن
- 7 با لعل چو تو کانی غمگین نشود جانی·در گور و کفن ناید تا باشد جان در تن
ganjoor: sh1884 · public domain