디완에 샴스 가잘 1937 베이트 9 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۹۳۷

  1. آن خیال سرو رفت و جان به خانه بازگشت ان فی هذا و ذاک عبرة للعالمین

G1937:9

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین·کو به نقشی دیگر آید سوی تو، می‌دان یقین
  2. 2 نی خوشی مر طفل را از دایگان و شیر بود·چون برید از شیر آمد آن ز خمر و انگبین
  3. 3 این خوشی چیزی است بی‌چون کآید اندر نقش‌ها·گردد از حقه به حقه در میان آب و طین
  4. 4 لطف خود پیدا کند در آب باران ناگهان·باز در گلشن درآید سر برآرد از زمین
  5. 5 گه ز راه آب آید گه ز راه نان و گوشت·گه ز راه شاهد آید گه ز راه اسب و زین
  6. 6 از پس این پرده‌ها ناگاه روزی سر کند·جمله بت‌ها بشکند آنک نه آن است و نه این
  7. 7 جان به خواب از تن برآید در خیال آید بدید·تن شود معزول و عاطل صورتی دیگر مبین
  8. 8 گویی اندر خواب دیدم همچو سروی خویش را·روی من چون لاله زار و تن چو ورد و یاسمین
  9. 9 آن خیال سرو رفت و جان به خانه بازگشت·ان فی هذا و ذاک عبرة للعالمین
  10. 10 ترسم از فتنه وگر نی گفتنی‌ها گفتمی·حق ز من خوشتر بگوید تو مهل فتراک دین
  11. 11 فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات·نان گندم گر نداری گو حدیث گندمین
  12. 12 آخر ای تبریز جان اندر نجوم دل نگر·تا ببینی شمس دنیا را تو عکس شمس دین

ganjoor: sh1937 · public domain