디완에 샴스› 가잘 1989› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۹۸۹
- زر در آتش چو بخندید تو را می گوید گر نه قلبی بنما وقت ضرر خندیدن
G1989:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن·آنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن
- 2 گرچه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم·عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن
- 3 بی جگر داد مرا شه دل چون خورشیدی·تا نمایم همه را بیز جگر خندیدن
- 4 به صدف مانم خندم چو مرا درشکنند·کار خامان بود از فتح و ظفر خندیدن
- 5 یک شب آمد به وثاق من و آموخت مرا·جان هر صبح و سحر همچو سحر خندیدن
- 6 گر ترش روی چو ابرم ز درون خندانم·عادت برق بود وقت مطر خندیدن
- 7 چون به کوره گذری خوش به زر سرخ نگر·تا در آتش تو ببینی ز حجر خندیدن
- 8 زر در آتش چو بخندید تو را می گوید·گر نه قلبی بنما وقت ضرر خندیدن
- 9 گر تو میر اجلی از اجل آموز کنون·بر شه عاریت و تاج و کمر خندیدن
- 10 ور تو عیسی صفتی خواجه درآموز از او·بر غم شهوت و بر ماده و نر خندیدن
- 11 ور دمی مدرسه احمد امی دیدی·رو حلالستت بر فضل و هنر خندیدن
- 12 ای منجم اگرت شق قمر باور شد·بایدت بر خود و بر شمس و قمر خندیدن
- 13 همچو غنچه تو نهان خند و مکن همچو نبات·وقت اشکوفه به بالای شجر خندیدن
ganjoor: sh1989 · public domain