디완에 샴스 가잘 1994 베이트 7 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۴

  1. غمزه توست که خونی است در این گوشه و بس نرگس توست که ساقی است دهد رطل گران

G1994:7

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان·رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان
  2. 2 مدتی هست که ما در طلبش سوخته‌ایم·شب و روز از طلبش هر طرفی جامه دران
  3. 3 هم در این کوی کسی یافت ز ناگه اثرش·جامه پرخون شده او است ببینید نشان
  4. 4 خون عشاق کهن خود نشود تازه بود·خون چو تازه است بدانید که هست آن فلان
  5. 5 همه خون‌ها چو شود کهنه سیه گردد و خشک·خون عشاق ابد تازه بجوشد ز روان
  6. 6 تو مگو دفع که این دعوی خون کهن است·خون عشاق نخفته‌ست و نخسبد به جهان
  7. 7 غمزه توست که خونی است در این گوشه و بس·نرگس توست که ساقی است دهد رطل گران
  8. 8 غمزه توست که مست آید و دل‌ها دزدد·قصد جان‌ها کند آن سخت دل سخته کمان
  9. 9 داد آن است که آن گمشده را بازدهی·یا چو او شد ز میانه تو درآیی به میان
  10. 10 گر ز میر شکران داد بیابی ای دل·شکر کن شو تو گدازان چو شکر با شکران
  11. 11 گر چنان کشته شوی زنده جاوید شوی·خدمت از جان چنین کشته به تبریز رسان

ganjoor: sh1994 · public domain