디완에 샴스 가잘 2141 베이트 7 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۱۴۱

  1. ای خنک آن دل که توی غصه و اندیشه او ای خنک آن ره که توی باج ستاننده او

G2141:7

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او·عقل و خرد خیره او دل شکرآکنده او
  2. 2 چیست مراد سر ما ساغر مردافکن او·چیست مراد دل ما دولت پاینده او
  3. 3 چرخ معلق چه بود کهنه ترین خیمه او·رستم و حمزه کی بود کشته و افکنده او
  4. 4 چون سوی مردار رود زنده شود مرد بدو·چون سوی درویش رود برق زند ژنده او
  5. 5 هیچ نرفت و نرود از دل من صورت او·هیچ نبود و نبود همسر و ماننده او
  6. 6 ملک جهان چیست که تا او به جهان فخر کند·فخر جهان راست که او هست خداونده او
  7. 7 ای خنک آن دل که توی غصه و اندیشه او·ای خنک آن ره که توی باج ستاننده او
  8. 8 عشق بود دلبر ما نقش نباشد بر ما·صورت و نقشی چه بود با دل زاینده او
  9. 9 گفت برانم پس از این من مگسان را ز شکر·خوش مگسی را که توی مانع و راننده او
  10. 10 نقش فلک دزد بود کیسه نگهدار از او·دام بود دانه او مرده بود زنده او
  11. 11 بس کن اگر چه که سخن سهل نماید همه را·در دو هزاران نبود یک کس داننده او

ganjoor: sh2141 · public domain