디완에 샴스› 가잘 218› 베이트 13 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۱۸
- طمع نگر که منت پند میدهم که مکن چنان که پند دهد نیم پشه عنقا را
G218:13
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را·ببافت جامع کل پردههای اجزا را
- 2 برای غیر بود غیرت و چو غیر نبود·چرا نمود دو تا آن یگانه یکتا را
- 3 دهان پر است جهان خموش را از راز·چه مانعست فصیحان حرفپیما را؟
- 4 به بوسههای پیاپی ره دهان بستند·شکرلبان حقایق دهان گویا را
- 5 گهی ز بوسه یار و گهی ز جام عقار·مجال نیست سخن را نه رمز و ایما را
- 6 به زخم بوسه سخن را چه خوش همیشکنند·به فتنه بسته ره فتنه را و غوغا را
- 7 چو فتنه مست شود ناگهان برآشوبند·چه چیز بند کند مست بیمحابا را
- 8 چو موج پست شود کوهها و بحر شود·که بیم آب کند سنگهای خارا را؟
- 9 چو سنگ آب شود آب سنگ پس میدان·احاطت ملک کامکار بینا را
- 10 چو جنگ صلح شود صلح جنگ پس میبین·صناعت کف آن کردگار دانا را
- 11 بپوش روی که روپوش کار خوبانست·زبون و دستخوش و رام یافتی ما را
- 12 حریف بین که فتادی تو شیر با خرگوش·مکن مبند به کلی ره مواسا را
- 13 طمع نگر که منت پند میدهم که مکن·چنان که پند دهد نیم پشه عنقا را
- 14 چنان که جنگ کند روی زرد با صفرا·چنان که راه ببندد حشیش دریا را
- 15 اکنت صاعقه یا حبیب او نارا·فما ترکت لنا منزلا و لا دارا
- 16 بک الفخار ولکن بهیت من سکر·فلست افهم لی مفخرا و لا عارا
- 17 متی اتوب من الذنب توبتی ذنبی·متی اجار اذا العشق صار لی جارا
- 18 یقول عقلی لا تبدلن هدی بردی·اما قضیت به فی هلاک اوطارا
ganjoor: sh218 · public domain