디완에 샴스 가잘 2213 베이트 9 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۲۱۳

  1. ملک الموت به صد ناز ستاند جانی که بود باخبر و دیده ور از محشر او

G2213:9

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او·برهد از خر تن در سفر مصدر او
  2. 2 خلع نعلین کند وز خود و دنیا بجهد·همچو موسی قدم صدق زند بر در او
  3. 3 همچو جرجیس شود کشته عشقش صد بار·یا چو اسحاق شود بسمل از آن خنجر او
  4. 4 سر دیگر رسدش جز سر پردرد و صداع·مغفرت بنهد بر فرق سرش مغفر او
  5. 5 کیله رزقش اگر درشکند میکائیل·عوضش گاه بود خلد و گهی کوثر او
  6. 6 پدر و مادر و خویشان چو به خاکش بنهند·شود او ماهی و دریا پدر و مادر او
  7. 7 عشق دریای حیات است که او را تک نیست·عمر جاوید بود موهبت کمتر او
  8. 8 می‌رود شمس و قمر هر شب در گور غروب·می‌دهدشان فر نو شعشعه گوهر او
  9. 9 ملک الموت به صد ناز ستاند جانی·که بود باخبر و دیده ور از محشر او
  10. 10 تن ما خفته در آن خاک به چشم عامه·روح چون سرو روان در چمن اخضر او
  11. 11 نه به ظاهر تن ما معدن خون و خلط است·هیچ جان را سقمی هست از این مقذر او
  12. 12 در چنین مزبله جان را دو هزاران باغ است·پس چرا ترسد جان از لحد و مقبر او
  13. 13 آنک خون را چو می ناب غذای جان کرد·بنگر در تن پرنور و رخ احمر او
  14. 14 هله دلدار بخوان باقی این بر منکر·تا دو صد چشمه روان گردد از مرمر او

ganjoor: sh2213 · public domain