디완에 샴스 가잘 2216 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۲۱۶

  1. شرح آن بحر که واگشت همه جان‌ها او است که فزون است ز ایام و ز اعوام بگو

G2216:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو·بهر آرام دلم نام دلارام بگو
  2. 2 پرده من مدران و در احسان بگشا·شیشه دل مشکن قصه آن جام بگو
  3. 3 ور در لطف ببستی در اومید مبند·بر سر بام برآ و ز سر بام بگو
  4. 4 ور حدیث و صفت او شر و شوری دارد·صفت این دل تنگ شررآشام بگو
  5. 5 چونک رضوان بهشتی تو صلایی درده·چونک پیغامبر عشقی هله پیغام بگو
  6. 6 آه زندانی این دام بسی بشنودیم·حال مرغی که برسته‌ست از این دام بگو
  7. 7 سخن بند مگو و صفت قند بگو·صفت راه مگو و ز سرانجام بگو
  8. 8 شرح آن بحر که واگشت همه جان‌ها او است·که فزون است ز ایام و ز اعوام بگو
  9. 9 ور تنور تو بود گرم و دعای تو قبول·غم هر ممتحن سوخته خام بگو
  10. 10 شکر آن بهره که ما یافته‌ایم از در فضل·فرصت ار دست دهد هم بر بهرام بگو
  11. 11 وگر از عام بترسی که سخن فاش کنی·سخن خاص نهان در سخن عام بگو
  12. 12 ور از آن نیز بترسی هله چون مرغ چمن·دم به دم زمزمه بی‌الف و لام بگو
  13. 13 همچو اندیشه که دانی تو و دانای ضمیر·سخنی بی‌نقط و بی‌مد و ادغام بگو

ganjoor: sh2216 · public domain