디완에 샴스 가잘 2256 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۲۵۶

  1. بگذارم ز بحر و پل بگریزم ز جزو و کل چه کنم من عذار گل که ندارد عذار تو

G2256:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار تو·که به گلزار تو رسد دل خسته به خار تو
  2. 2 گل و سوسن از آن تو همه گلشن از آن تو·تلفش از خزان تو طربش از بهار تو
  3. 3 ز زمین تا به آسمان همه گویان و خامشان·چو دل و جان عاشقان به درون بی‌قرار تو
  4. 4 همه سوداپرست تو همه عالم به دست تو·نفسی پست و مست تو نفسی در خمار تو
  5. 5 همه زیر و زبر ز تو همگان بی‌خبر ز تو·چه غریب است نظر به تو چه خوش است انتظار تو
  6. 6 چه کند سرو و باغ را چو نظر نیست زاغ را·تو ز بلبل فغان شنو که وی است اختیار تو
  7. 7 منم از کار مانده‌ای ز خریدار مانده‌ای·به فراغت نظرکنان به سوی کار و بار تو
  8. 8 بگذارم ز بحر و پل بگریزم ز جزو و کل·چه کنم من عذار گل که ندارد عذار تو
  9. 9 چه کنم عمر مرده را تن و جان فسرده را·دو سه روز شمرده را چو منم در شمار تو
  10. 10 چو دل و چشم و گوش‌ها ز تو نوشند نوش‌ها·همه هر دم شکوفه‌ها شکفد در نثار تو
  11. 11 پس از این جان که دارمش به خموشی سپارمش·ز کجا خامشم هلد هوس جان سپار تو
  12. 12 به خموشی نهان شدن چو شکارم نتان شدن·که شکار و شکاریان نجهند از شکار تو
  13. 13 همه فربه ز بوی تو همه لاغر ز هجر تو·همه شادی و گریه شان اثر و یادگار تو

ganjoor: sh2256 · public domain