디완에 샴스› 가잘 2374› 베이트 5 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۳۷۴
- نبود هیچ غری را غم دلاله و شاهد نبود هیچ کلی را غم شانه گر و شانه
G2374:5
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه·که چو سیمرغ ببیند بجهد مست ز لانه
- 2 بجز از دست فلانی مستان باده که آن می·برهاند دل و جان را ز فسون و ز فسانه
- 3 بخورد عشق جهان را چو عصا از کف موسی·به زبانی که بسوزد همه را همچو زبانه
- 4 نه سماع است نه بازی که کمندی است الهی·منگر سست به نخوت تو در این بیت و ترانه
- 5 نبود هیچ غری را غم دلاله و شاهد·نبود هیچ کلی را غم شانه گر و شانه
- 6 به دهان تو چنین تیغ نهادهست نهنده·مثل کارد که گیرد بر تیغی به دهانه
- 7 که خیالات سفیهان همه دربان الهند·نگذارند سگان را سوی درگاه و ستانه
- 8 نگذارند غران را که درآیند به لشکر·که بخندد لب دشمن ز کر و فر زنانه
- 9 چو ندیدهست نشانه نبود اسپر و تیرش·چو نخوردهست دوگانه نبود مرد یگانه
ganjoor: sh2374 · public domain